على بن حسين واعظ كاشفى

ديباچه 15

رشحات عين الحيات ( فارسي )

بشنويد : روضهء خلد برين ، خلوت درويشانست ، * پايهء محتشمى . خدمت درويشانست . گنج عزلت كه طلسمات عجائب دارد ، * فتح آن ، در نظر رحمت درويشانست . قصر فردوس كه رضوانش به دربانى رفت ، * منظرى از چمن تربت درويشانست . آنچه زر مىشود از پرتو آن قلب سياه ، * كيميائيست كه در صحبت درويشانست ، آنكه پيشش بنهد تاج تكبر خورشيد ، * كبريائيست كه در حشمت درويشانست . دولتى را كه نباشد غم از آسيب زوال ، * بىتكلف بشنو ، دولت درويشانست . خسروان قبلهء حاجات جهانند ، ولى ، * سببش ، بندگى حضرت درويشانست . روى مقصود كه شاهان بدعا مىطلبند * مظهرش ، آئينهء ظلمت درويشانست . از كران تا بكران ، لشكر ظلمست ، ولى * از ازل تا به ابد ، فرصت درويشانست . اى توانگر ! مفروش اين همه نخوت ، كه ترا ، * سر و زر ، در كنف همت درويشانست . گنج قارون كه فرومىشود ، از قهر ، هنوز ، * خوانده باشى كه هم از غيرت درويشانست ، حافظ ! ار آب حيات ازلى مىخواهى ؟ * منبعش ، خاك در خلوت درويشانست بعضى سخنان نابجا و پاره‌اى انتشارات ناروا ، كه در اين چند سال اخير ، براى كسب شهرت و تحصيل معيشت و بمصداق خالف تعرف ، گفته و نوشته شده است نبايد شما را دودل و گمراه كند . بدانيد و بضرس قاطع بدانيد كه تا اين تاريخ ، در جهان ما ، بزرگترين و عالىترين مكتب تهذيب نفس و تنزيه اخلاق و تجريد روح و تربيت ذوق و تقويت فكر و تعليم عزت نفس و تربيت مناعت طبع و پرورش علو همت و وسيلهء خدمت بخلق و ايثار و انفاق در راه خدا و پرهيز از جاه‌طلبى و فزون‌خواهى و حرص و آز و ريب و ريا و طمع و خودبينى و سودخواهى و خودستائى و خودنمائى و خلاصه راه منحصر بفرد وصول مخلوق به خالق ، يعنى عروج و صعود به ذروهء اعلى العليين كمال آدميت و قلهء غاية القصواى جمال انسانيت ، عرفان و تصوف حقيقى و واقعى است و بس . مدعى گر نكند فهم سخن گو سر و خشت ! ! اگر متتبع و محقق بىغرض و نقاد و صراف بىمرض باشد ، هيچ‌گاه جانب حق و