على بن حسين واعظ كاشفى
ديباچه 16
رشحات عين الحيات ( فارسي )
عدل و انصاف را رها نمىكند و تمام محسنات و فوائد تعاليم بزرگ و سترك عارفان نامدار و متصوفان بزرگوار را ، در طول قرون و اعصار ، در راه ارشاد و دستگيرى خلق و خرق پردهء اوهام و خرافات و كشف و شهود چهرهء حقائق و واقعيات و قلع و قمع هيجانات و غليانات هواجس نفسانى و وساوس شيطانى و سركوب كردن درندهخوئى و آزارجوئى و مهار ساختن سركشيها و ستيزهگريهاى حرص و طمع و كينه و بخل و حسد و تحريض به نيكوكارى و بردبارى و مردمدارى و مشكلگشائى و راهنمائى و ترويج و ترغيب به مروّت و فتوت و جوانمردى و پاكبازى و بيچارهنوازى و مقاومت در برابر ستمگرى و بىعدالتى و اختلاف طبقاتى و نژادپرستى و برترىجوئى و حمايت محروم و مظلوم و مهجور و سركوبى ظالم و متعدى و متجاوز را ، نديده و نشنيده نمىگيرد و براى خواندن يك روايت نادرست ، از كرامات شيخ تربت جام ، كه در كتابى نقل كرده و نوشتهاند « وى در شبى هفتاد بار جماع مىكرد » و يا شنيدن چند حكايت از اعمال و افعال اعجاز و خارق عادت بعضى مشايخ و اقطاب كه مريدان و پيروان ، از روى سادگى صرف و يا ايمان محض ، به آنان منسوب داشتهاند ، بر همهء اين مراتب قلم بطلان نمىكشد و با نوك خامهء مفسدتانگيز و سخرهانگيز خود ، عرفان را بدنام نمىكند و به عارفان دشنام نمىدهد ! ! اين معترضان و خردهگيران و عيبجويان ، تنها و تنها ، به اين پندار ، بدينگونه نقادى و صرافى و حلاجى مىپردازند كه نشان دهند ، تاكنون كسى اين جرأت و جسارت را نكرده است كه از اين « راز » پرده برگيرد و اين « ما هستيم » كه ، نخستين بار ، بىهيچ بيم و هراس و پروا و وسواس ، به چنين « اقدام بكر » دست مىيازيم و اين سد سديد و حصن حصين را مىشكنيم و در اين صندوق را مىگشائيم ، تا بداند مسلم و كبر و يهود ، * كاندرين صندوق جز لعنت نبود ! درصورتىكه اين كار خطا و اين عمل نابجاست زيرا در اين صندوق مبارك هرچه است رحمت است نه لعنت . سالها آمد و رفت و مردم باذوق و معرفت ايرانى ، اين گفتهها و نوشتههاى عرفانى