ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
675
معجم الأدباء ( فارسي )
ابو عمرو بن علاء و عيسى بن عمر و خليل بن احمد و حمّاد بن سلمه و حمّاد بن زيد بصرى بر ابن كثير قرائت كردهاند . عبد الله بن كثير امام اهل مكه و قارى آنها بود . در قديم عطر مىفروخت و مردم او را العطار الدّارى [ 1 ] مىناميدند . گويند كه دارى منسوب است به دارين و گويند كه دارى منسوب است به درايه زيرا مردى عالم بود و نيز او را دارى گويند به سبب مقامش در « دار » يا خانهء خود در جده و در آنجا به طاعت پروردگارش مشغول بود . در هر پنج نماز در مسجد الحرام بر مردم امامت مىكرد . چون مىخواست براى اصحابش قرآن بخواند نخست آنها را موعظه مىكرد و مىگفت كه اين كار سبب خاشع شدن دلهايشان به هنگام قرائت مىشود . يكى از شعرا نامهاى قاريان هفتگانه را در اين دو بيت آورده : يحلّى كتاب الله فى الارض سبعة * مصابيح انوار كرام سمادع على و عبد الله منهم و عاصم * و حمزة و ابن للعلاء و نافع . 667 - عبد الله بن ابى مالك قيسى [ 2 ] ابو المصيب صقلى . يكى از رجال لغت و ادب عرب و انواع شعر . آگاه از اوزان و عروض . از اوست [ 3 ] : غلط الّذى سمّى الحجارة جوهرا * ان الكريم احق باسم الجوهر ان الجواهر قد علمت صوامت * و المرء جوهره جميل المحضر
--> [ 1 ] اصمعى گويد : دارى كسى را گويند كه در خانه بنشيند و به طلب معاش بيرون نرود . [ 2 ] المختصر و بنگريد به معرفة القراء الكبار 1 : 188 ، عبر الذهبى 2 : 134 ، الوافى 17 : 417 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 445 ، الشذرات 2 : 251 . [ 3 ] حاصل معنى : آنكه سنگ را گوهر ناميد غلط گفت . مردم كريم شايستهترند كه آنان را گوهر نامند . گوهرها چنانكه مىدانى خاموشاند و گوهر مرد محضر زيباى اوست .