ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

650

معجم الأدباء ( فارسي )

ديگرى گفت : اين المتوضا ؟ ديگرى پرسيد : سرور من چه مىخواهد . گفت مىخواهد كه اين بيت را بخوانيم : [ 1 ] توضّأ للصّلاة و صلّ خمسا * و باكر للمدام على النديم باز هم زدند و نواختند و خواندند . ابو هفان گفت : آفرين بر شما ولى آنچه من مىخواستم به جاى نياورديد . و با خود گفت كه شايد اينان حجازى باشند پس به يكى از آنان گفت پدرت فدايت . اين الحشّ ؟ ديگرى گفت : سرور من چه مىخواهد ؟ گفت اين بيت را : [ 2 ] و حاشاك آن ادعو عليك و انّما * اردت بهذا القول أن تقبلى عذرى باز زدند و نواختند و خواندند و چند جام ديگرش دادند . ابو هفان گفت : آفرين بر شما ولى ندانستيد كه من چه مىخواهم و با خود گفت : شايد از كوفه باشند . پس گفت : پدرتان فدايتان اين الكنيف ؟ يكى از ديگرى پرسيد : سرور ما چه مىخواهد . گفت اين بيت را : [ 3 ] تكنّفنى الواشون من كل جانب * و لو كان واش واحد لكفانى بازخواندن و نواختن گرفتند و جامى چندش دادند . ابو هفان كه عنان اختيار از دست داده بود . از جاى برجست و بند شلوار بگشاد آنان فرياد زدند . دعبل بيامد و پرسيد شما را چه مىشود ؟ ابو هفان گفت : [ 4 ] فلمّا قلّ عن حمل اصطبارى * رميت به على وجه الغوانى دعبل او را به مستراح راه نمود . ابو هفان برفت و شستشو كرد . دعبل بر او جامه‌هاى نو پوشاند و مدتى خنده و شادمانى كردند .

--> [ 1 ] حاصل معنى : براى نماز وضو بساز و نمازهاى پنجگانه را بگزار و هر بامداد با صبوحى و نديم روزت را بياغاز . [ 2 ] حاصل معنى : حاشا كه نفرينت كنم ، بلكه قصدم از اين سخن اين است كه پوزشم بپذيرى . [ 3 ] سخن‌چينان از هر سو مرا در بر گرفته‌اند . حتى اگر يك سخن چين هم بود مرا كفايت مىكرد . [ 4 ] حاصل معنى : چون از تحمل آن شكيباييم به پايان رسيده بود آن را بر روى آوازخوانان پرتاب كردم .