ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
47
معجم الأدباء ( فارسي )
23 - ابراهيم بن فضل هاشمى لغوى [ 1 ] حاكم در تاريخ نيشابور گويد : كنيهء او ابو اسحاق بود . اديب و لغتشناس . در سال 375 در نيشابور اقامت گزيد . شنيدم كه مىگفت كه از ابو محمد صاعد و اقران او سماع كرده و نيز شنيدم كه مىگفت كه ابن دريد اين بيتها را از خود مىخوانده [ 2 ] . ودّعته حين لا تودّعه * نفسي و لكنّها تسير معه ثم افترقنا و في القلوب له * ضيق مكان و في الدّموع سعه 24 - ابراهيم بن قطن مهرىّ قيروانى [ 3 ] وى برادر ابو الوليد عبد الملك بود كه شرح حال او در جاى خود خواهد آمد . زبيدى در كتاب خود او را ياد كرده و گفته است كه ابراهيم نحو را پيش از برادرش ابو الوليد عبد الملك آغاز كرده بود . سبب آنكه ابو الوليد هم به اين علم روى آورد ، اين بود كه روزى ابراهيم او را ديد كه يكى از كتابهايش را گرفته در آن مىنگرد ، كتاب را از دستش گرفت و گفت : تو را با اين چه كار ؟ و او را سرزنش نمود . ابو الوليد از رفتار و گفتار برادر خشمگين شد و به طلب علم پرداخت تا هم بر برادر و هم بر معاصران خود فائق آمد . و درحالىكه ابراهيم را اندكى از مردم مىشناختند ، وى مشهور همگان شد . ابراهيم بر رأى خوارج اباضيّه بود . 25 - ابراهيم بن ماهويهء فارسى [ 4 ] مردى اديب بود . از زندگى او جز آن چه مسعودى آورده است نمىدانيم . مسعودى گويد كه [ 5 ] او را كتابى است كه در آن با كامل مبرد معارضه كرده است .
--> [ 1 ] انباه الرواة 1 : 174 ، الوافى 6 : 91 ، بغية الوعاة 1 : 422 . [ 2 ] حاصل معنى : با او وداع كردم درحالىكه جان من با او وداع نمىكرد و از پى او مىرفت . سپس از يكديگر جدا شديم درحالىكه دلم برايش تنگ شده بود و اشكهايم روان . [ 3 ] طبقات الزبيدى 229 ، انباه الرواة 1 : 175 ، الوافى 6 : 94 ، بغية الوعاة 1 : 423 ، در المختصر نيامده است . [ 4 ] الوافى ( به نقل از ياقوت ) . در المختصر نيامده است . [ 5 ] مروج الذهب 1 : 16 .