ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
36
معجم الأدباء ( فارسي )
اخبار و اشعار نيكو روايت كرده است . ابراهيم بن سعدان [ 1 ] معلم مؤيّد بن متوكل بود . و نزد او مقامى ارجمند داشت . از ابراهيم روايت كردهاند كه مىگفت دو كلمهاند كه جمعا 24 نقطه دارند تتقتقت يعنى از كوه بالا رفتم و تبشبشت ( از بشاشت ) يعنى شادمان شدم و كلمهاى است در قرآن كه از ده حرف تشكيل شده و آن ليستخلفنّهم است در سورهء نور . ( آيهء 55 ) ابو العيناء گويد : روزى متوكل مرا گفت [ 2 ] به من خبر رسيده كه تو رافضى هستى . گفتم : چگونه رافضى توانم بود و حال آنكه شهر من بصره است و پرورشگاهم مسجد جامع بصره است و استادم اصمعى است و خاندانم از باهله است . . . گفت : ابن سعدان گفته است . گفتم : كدام ابن سعدان ؟ به خدا سوگند او ميان امام و مأموم فرق نمىنهد و تابع از متبوع نمىشناسد . خردك تازيانهاى در دست دارد و معلم اطفال است . در برابر آموختن قرآن مزد مىستاند . گفت : چنين مگوى او معلم مؤيّد است . گفتم : ولى براى رضا خدا درس نمىدهد ، بلكه به خاطر مالى است كه تو به او مىبخشى . ابن سعدان گفت : اى ابو العيناء آنچه امير المؤمنين گفت راست نبود . سپس به متوكل رو كرد و گفت : يا امير المؤمنين تو همواره مىخواهى كه مجلست به گونهاى كه خود دوست مىدارى پايان پذيرد . چون ابو العيناء از مجلس بيرون رود از من خواهد بريد . متوكل خنديد . 11 - ابراهيم بن سعيد بن طيّب رفاعى [ 3 ] ابو اسحاق ، ابو طاهر سلفى گويد از ابو الكرم حوزى [ 4 ] دربارهء رفاعى پرسيدم ، گفت : اهل عبد السى [ 5 ] و نابينا بود . كودك فقيرى كه به واسط افتاد . در مسجد جامع در حلقهء عبد الغفار حضينى [ 6 ] در آمد و از او قرآن آموخت . معاش او از اهل همان حلقه بود . سپس به بغداد رفت و به ابو سعيد سيرافى پيوست و كتاب شرح سيبويه را نزد او خواند و نيز
--> [ 1 ] پدر او سعدان بن مبارك نحوى نابينا بود و به سال 220 در گذشت . شرح حال او در شماره 519 خواهد آمد . [ 2 ] نثر الدّر 3 : 228 . [ 3 ] الوافى 5 : 354 ، نكت الهميان 88 ( به نقل از ياقوت ) ، إنباه الرواة 1 : 167 ، بغية الوعاة 1 : 413 ( به نقل از ياقوت ) ، طبقات الجزرى 1 : 15 . [ 4 ] حوزى منسوب است به حوز ، قريهاى نزديك واسط . ابو الكرام خميس بن على حوزى به سال 520 وفات كرد . [ 5 ] در م : عبد السبى آمده قفطى عبد القيس آورده و بعضى عبدسى را ترجيح دادهاند و عبدس يكى از قراء بطايح است در جنوب عراق . [ 6 ] در م : حصينى .