ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
30
معجم الأدباء ( فارسي )
همدانى نقل كرده كه او گويد كه ابراهيم بن احمد بن ليث ازدى لغوى كاتب به همدان آمد . به سبب محل و موقعى كه در ادب داشت ادبا و نحويان در مجلس او حاضر آمدند . 6 - ابراهيم بن اسحاق حربى [ 1 ] ابو اسحاق حربى به سال 198 هجرى متولد شد و در بغداد در ماه ذو الحجّهء سال 285 در گذشت و در خانهاش در كوى باب الانبار به خاكش سپردند . از ابو نعيم فضل بن دكين و احمد بن حنبل و امثال آنان سماع حديث كرد و كسانى چون يحيى بن صاعد و ابو بكر بن ابى داود و ابو بكر انبارى نحوى و ابو عمر زاهد كه يار و مصاحب او بود از او روايت كردهاند . هم در علم و هم در زهد سر آمد بود . در فقه و احكام و حديث اشتهار داشت و در ادب و لغت صاحب آثار . از جملهء آثار او كتاب غريب الحديث است . اصل او از مرو بود ، مىگفت مادرم تغلبى بود از خاندانى كه بيشتر مسيحى بودند و مرا بدان سبب حربى گويند كه با جماعتى از ساكنان محلهء حرب بغداد معاشرت مىداشتم . هرگز اندوه و رنج خود به كسى نمىگفت . مدت سى سال هر شب و روز به گردهاى نان قناعت مىكرد . اگر زن يا يكى از دخترانش نزد او مىآمدند ، چيزى تناول مىنمود و گر نه تا شب ديگر گرسنه و تشنه سر مىكرد . حربى گويد كه در همه عمر جز يك زن نگرفتم و در روز از يك چيز دو بار نخوردم . احمد بن سليمان قطيعى [ 2 ] گويد : سخت تنگدست شدم . شكايت نزد ابراهيم حربى بردم . گفت دل تنگ مدار ، خداوند عهده دار روزى ماست . من يك بار چنان بينوا شدم كه زن و فرزندم گرسنه ماندند ، زنم مرا گفت كه فرضا من و تو بر گرسنگى صبر توانيم كرد ، اين دو دختر چه كنند . چند جلد از كتابهايت را به فروش يا به گرو بنه . من سر باز زدم و گفتم : اندكى قرض كن و مرا اندكى مهلت ده . كتابخانهام در دهليز سرايم بود و من خود در آنجا مىنشستم ، مىنوشتم يا مطالعه مىكردم . شبانگاه كسى در زد . گفتم : كيست ؟ گفت : يكى
--> [ 1 ] تاريخ بغداد 6 : 27 ، ياقوت از آن نقل كرده و از ياقوت ، الوافى 5 : 325 ، فوات 1 : 14 ، بغية الوعاة 1 : 408 . و بنگريد به الفهرست ، انباه الرواة 1 : 155 ، طبقات السبكى 2 : 256 ، طبقات الشيرازى : 171 ، صفة الصفوة : 228 ، طبقات ابى يعلى 1 : 86 ، تذكرة الحفّاظ : 584 ، سير اعلام النبلاء 13 : 356 ، الذهبى 2 : 74 ، البلغه : 4 ، الشذرات : 2 : 190 و مقدمهء كتاب المناسك : تحقيق شيخ احمد الجاسر ، ص 256 تا 259 . [ 2 ] تاريخ بغداد 6 : 31 - 32 ، سير الذهبى 13 : 367 .