ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
13
معجم الأدباء ( فارسي )
خداوندى كتابى تصنيف كنم در نهايت ايجاز از اخبار نحويان و لغتشناسان و علماى انساب و قرّاء مشهور و اهل اخبار و مورّخان و ورّاقان معروف و نويسندگان مشهور و اصحاب رسايل و خطوط و هر صنفى از ادب . و در اين راه كوششى سخت به كار بردم در تعيين تاريخ ولادت و وفات آنان و ذكر آثارشان و اخبارشان و انساب و اشعارشان . از اين جمله برخى كسانى بودند كه خود آنان را ديده بودم ، يا كسانى را مىديدم كه آنها را ديده بودند و از اخبارشان هر چه مىتوانستم گردمىآوردم ، گاه نيز براى گردآورى اخبارشان رنج سفر بر خود هموار مىنمودم ، شهر به شهر مىگشتم و با مردم در مىآميختم آنگاه تا جايى كه ميسر بود إسنادها را حذف مىكردم زيرا قصد من تأليفى بود با حجم اندك و منافع بسيار . ولى منابعى كه مطلب را از آنها برگرفتهام ذكر كردهام . البته پيش از شروع در نوشتن اين كتاب ، كتابى در اخبار شاعران متأخر و قديم گردآورده بودم . آن نيز در ترتيب و وضع و تقسيم ابواب بر همين منوال و مثال بود . ديدم بيشتر اهل علم و ادب در يكى از دو فن نظم و نثر صاحب قريحهاند . كسانى را كه به شعر اشتهار و اشتغال داشتند در آن كتاب آوردم . آنان نيز كه به تأليف و تصنيف كتب اشتغال مىورزيدند و شعرشان اندك و نثرشان فراوان بود در اين كتاب جايى يافتند . آنگاه كتاب خود را به ترتيب حروف الفباء مرتب كردم . يعنى نخست ذكر كسانى را آوردم كه اول نامشان الف بود ، سپس كسانى را كه اول نامشان باء و سپس ثاء تا آخر حروف . و اين قاعده را تا حرف چهارم هر مدخل رعايت كردم . نخست « آدم » را آوردم زيرا اول اين اسم همزه است و سپس الف . آنگاه ابراهيم را زيرا اول آن همزه است و دومش باء . در پدران نيز همين قاعده را رعايت كردم . بنابراين ، تو مىتوانى هر نامى را در جاى خودش بيابى نه پيشتر نه بعدتر . البته بعضى هم بودند كه در نام و نام پدر با هم مشترك بودند ؛ در اين گونه موارد تاريخ وفات را مناط تقدم و تأخر قرار دادم . در ترتيب و تبويب توجهى به شهر و اقليم معين نداشتم بلكه از بصريان و كوفيان و بغداديان و خراسانيان و حجازيان و يمنيان و مصريان و شاميان و مغربيان و هر جاى ديگر ، با وجود تفاوت در زمان ، هر كه بود به همان ترتيب معجم آوردم . برخى از جاهلان مرا هدف تير ملامت قرار مىدهند و مىپندارند كه اشتغال به امر دين مهمتر و سودش در دنيا و آخرت بيشتر است ، بر عكس پرداختن به علم نفوس . در پاسخ آنان مىگويم اگر همهء مردم به يك نوع از علم مىپرداختند باقى علمها فراموش