ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

11

معجم الأدباء ( فارسي )

مقدمه كتاب و به الاعانه سپاس و ستايش خداوندى را كه قدرتش شكنندهء همهء قدرتهاست و او راست آيات روشن و نعمتهاى آشكار . سپاس و ستايشى كه افزونى نعمت را در پى داشته باشد و در برابر نقمت و خشمش حصارى استوار بود . و درود و سلام بر بهترين پيامبران و راست گفتاران ، يعنى محمّد مصطفى ، آن فرستادهء خدا ، كه امّى بود و صاحب شرفى و الا و خويى برتر و كرامتى پسنديده ، و بر خاندان گرامى او و پيروان او كه چونان چراغهايى تاريكيها را روشنى بخشيدند ، آن رسول شريف و عظيم و جليل و كريم . اما بعد از ستايش و سلام ، از آن زمان كه شوق ادب در دلم افتاد و به محبت علم و طلب آن ملهم گرديدم همواره به اخبار علما و ادبا شوقى وافر داشتم ، همواره از اخبار ايشان مىپرسيدم و در جستجوى نكته‌هاى دلپذيرشان مىكوشيدم و همانند عاشقى دلباخته كه در طلب معشوق خويش است پروانه‌وار بر گرد شمع آثارشان مىگشتم تا مگر عطش عشقم را فرو نشانند و درد اشتياقم را درمان كنند . ولى به كتابى كه شفابخش جان مشتاقم باشد و مرا از آنچه مىجويم بىنياز سازد دست نمىيافتم و حال آنكه جماعتى از عالمان و پيشوايان پيشين كتابهايى در تراجم احوال ادبا تأليف كرده و در آن كار سعى وافر به كار برده بودند . يكى از آنان ابو بكر محمد بن عبد الملك تاريخى [ 1 ] بود ولى كتابش آن گونه نبود كه رفع نياز كند . البته او از ابو العباس بن مؤيّد ازدى و ابو العباس احمد بن

--> [ 1 ] محمد بن عبد الملك السراج تاريخى نحوى از مبرّد و ثعلب دانش آموخت ، او راست كتاب اخبار النحويين .