ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

3

معجم الأدباء ( فارسي )

عسكر ، هم در دريا سفر مىكرد و هم در خشكى . پايان سفر درياييش جزيرهء كيش بود . ياقوت بارها به كيش سفر كرد و نيز بارها به مصر و شام . ياقوت در اثر سفرهاى مكررش به كيش به آن جا دلبستگى يافت و آن را شهرى زيبا با بستانها و عمارتهاى با شكوه توصيف كرده و مىگويد : « فرمانرواى عمان در آنجاست . فرمانروا ناوگان بازرگانى بزرگى داشت » . كيش محلّ برخورد بازرگانان بلاد ديگر بود . ياقوت در آنجا با اهل علم و ادب آشنا شد . نخستين بار كه براى تجارت به كيش وارد شد سال 594 بود . در اين هنگام بيست سال يا كمى بيشتر از عمر او رفته بود . ياقوت سفرى هم به آمد كرد . اين سفر دو سال مدّت گرفت . در سال 596 عسكر از خدمت بردهء خود بىنياز شد و او را آزاد كرد . ياقوت ازآن‌پس به استنساخ كتب پرداخت و از مزدى كه مىگرفت زندگى خود را مىگذراند . ميان سالهاى 596 تا 603 ، يعنى به مدت هفت سال ، سيصد جلد كتاب استنساخ كرد . همين امر سبب شد كه از بغداد بيرون نرود و با شمار كثيرى از دوستداران علم و كتاب آشنا شود . پس از چندى بار ديگر با سرور پيشين خود عسكر دست دوستى داد . در اين اوان ديگر برده نبود ، از هفت سال پيش آزاد شده بود . باز ميان كيش و شام و مصر به تجارت پرداخت . در سال 606 ، كه از سفر كيش بازآمد ، عسكر از جهان رخت بربسته بود . ياقوت از سودى كه حاصل كرده بود سهم زن و فرزند عسكر را ادا كرد . ازاين‌پس خود به تجارت مشغول شد . كالاى او كتاب بود كه از جايى به جاى ديگر مىبرد . در يكى از اين سفرها صور الاقاليم ابو زيد احمد بن سهل بلخى را به همراه داشت . ياقوت در پى يافتن فرمانرواى صاحب جاهى بود كه به هر قيمت كه خود بر كتاب مىنهد آن را بخرد . سر انجام كتاب را الملك الظاهر غازى بن صلاح الدين خريد ولى ياقوت سودى را كه انتظار داشت حاصل نكرد . اما با القاضى الاكرام على بن يوسف قفطى وزير فرمانرواى حلب آشنا شد . وى دوستدار كتاب بود . دوستى ميان او و قفطى به پايه‌اى رسيد كه قفطى به خانهء او به ديدارش مىآمد . در آن جا ميان او و قفطى بحث بر سر اين در گرفت كه جوهرى در چه سالى وفات كرده . حتى از مسافران نيشابور هم سخن پرسيد . و كس پاسخ درستى نمىداد . تا آنگاه كه بر نسخه‌اى از ديوان الادب به خط جوهرى دست يافت كه تاريخ 383 را داشت و نسخه‌اى از صحاح را ديد كه جوهرى به خط خود نوشته بود به تاريخ 396 ؛ پس به سال وفات تقريبى او نزديك شد .