ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

4

معجم الأدباء ( فارسي )

در سال 612 ياقوت را در مصر مىيابيم . در اين سفر به ديدار دوستش مرهف بن اسامة بن منقذ رفت . مرهف پيرى 92 ساله بود ، زمينگير ولى چشمش به خوبى مىديد . هر چند به گوش گران بود ولى عشقش به كتاب همچنان بر جاى بود . ياقوت از مصر رهسپار دمشق شد . در اين سفر آن چه ذهن او را مشغول مىداشت شرح زندگى ابو احمد و ابو هلال عسكرى بود ، همچنان‌كه پيش از اين ذهنش را جوهرى به خود مشغول داشته بود . در تكاپوى يافتن شرح حال آن دو بود كه حافظ اسماعيل بن عبد الله انماطى را در دمشق ديد و او از چيزى كه سلفى در باب آن دو املا كرده بود آگاهش نمود . در دمشق با بسيارى از علما آشنا شد . از جمله در حلقهء درس كسانى چون شاغورى كه نحو تدريس مىكرد و نيز فخر الدين ابن ساعاتى ، طبيب و موسيقى دان كه خطى خوش داشت ، شركت جست . مخصوصا از خرمن دانش ابو اليمن تاج الدين كندى كه حتى الملك المعظم فرمانرواى شام به خانه‌اش مىرفت تا نحو بياموزد ، خوشه‌ها چيد . ياقوت در سال 613 از دمشق به حلب رفت و در مدرسهء زجاجيه مأوى گرفت . ياقوت از شام راهى مشرق گرديد و در شادياخ نيشابور رحل اقامت افكند . اكنون به سنّ چهل‌سالگى رسيده بود . ياقوت در اين مرحله از حيات خويش به شعر روى آورد . در سال 614 رهسپار مرو شاهجان شد . در مرو گويى گمشدهء خود را يافته بود ، زيرا با كتابخانه‌ها و انبوهى از كتب روبه‌رو گرديد چون كتابخانه عزيزيّه ، منسوب به عزيز الدين زنجانى با دوازده هزار جلد كتاب ، اين كتابخانه در مسجد جامع مرو بود . آن را كتابخانهء فقّاعيّه هم مىگفتند . زيرا زنجانى واقف آن مسئول حاضر كردن فقّاع براى سلطان سنجر بوده است . ديگر كتابخانه كماليه و ديگر كتابخانهء شرف الملك مستوفى ابو سعد محمد بن منصور ، كه محل آن در مدرسه‌اى بود هم به نام او ، ياقوت در كتابخانهء فقاعيه كتابى ديده در چند جلد . اين كتاب در همهء كتابخانه‌هاى مرو يكتا بود و در عراق و مصر شناخته نبود ، متأسفانه نام كتاب را ذكر نكرده است . چهارم كتابخانهء نظام الملك بود ، در مدرسه او ، پنجم و ششم دو كتابخانه از آن سمعانيها . در يكى از آنها نسخه‌اى به خط ازهرى ديد ، آن را استنساخ كرد و با خود به حلب برد و قفطى را از وجود آن مطلع ساخت . هفتم كتابخانهء مدرسهء عميديه بود و هشتم كتابخانهء وزير مجد الملك . نهم كتابخانهء خاتونيه در مدرسهء خاتونيه و كتابخانهء ضمريّه در يكى از خانقاههاى شهر . ياقوت از اين كتابخانه‌ها كتاب به عاريه مىگرفت ، بدون سپردن وديعه ، گاه دويست