ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
2
معجم الأدباء ( فارسي )
بغداد فروختند ، كسى كه او را خريده يا آنكه او را فروخته او را ياقوت ناميد . و بردگان را نامهايى از اين قبيل مىدادند . از اين نام برمىآيد كه نامگذارنده او را دوست مىداشته و او را به نام گوهرى گرانبها ناميده . ياقوت در كودكى از پدر بازماند . چون نام پدرش را نمىدانستند او را عبد الله ناميدند ( بندهاى از بندگان خدا ) . هنگامى كه ياقوت را به بغداد آوردند كودكى پنج يا ششساله بود . در بغداد تاجرى از مردم حماة ، به نام عسكر بن ابى نصر حموى ، او را خريد و به حماة برد . ازاينرو ، لقب حموى هم بر نام او افزوده شد . چون باليده شد ابو عبد الله كنيه گرفت و به شهاب الدين ملقب شد . ياقوت در سالهاى بعد تا نام زمان بردگيش را از يادها ببرد خود را يعقوب ناميد ولى نام ياقوت همچنان بر او بماند . بعدها به حدس سال ولادت او را تعيين كردند . 574 يا 575 هجرى . همچنين او را ياقوت رومى خواندند زيرا در روم متولد شده بود ولى در كدام شهر دانسته نيست . از امورى كه حدود سال ولادت او را به حدس تعيين مىكند ، يكى اين است كه ياقوت دربارهء ابو طالب كرخى كه در سال 585 وفات يافته گويد كه ابو طالب كرخى را درك كرده ولى به سبب خرد سالى خود او را نديده زيرا اين سالها به كارهاى ديگرى جز طلب علم اشتغال داشته است . يك يا دو سال بعد ، كه سرورش او را خريد ، در بغداد به مكتب خانهاش فرستاد ، زيرا خود در كار بازرگانى بود و خواندن و نوشتن نمىدانست . ياقوت را به مكتبخانه فرستاد تا سوادى بياموزد و امور حساب و دفتر او را بر عهده گيرد . ياقوت به نيروى حافظه و هوش سرشارش به زودى اين آرزو را برآورد . عسكر بازرگانى توانگر بود و دخت يكى از رؤساى بغداد را به زنى داشت و از او صاحب پسرانى شد كه همه پيشهء بازرگانى گرفتند . ياقوت با جديت تمام درس خواندن گرفت و در همان اوان نوجوانى كتاب مىخواند و از كتابها نسخه برمىداشت . سرورش ، افزون بر مكاتبات تجارتخانه و نگهداشتن حسابها ، او را تا حدّ يك بازرگان كه مىتوانست به سفرهاى تجارى برود فرا برد .