عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 82

طبقات الصوفية ( فارسي )

داستان او با احمد حنبل در زندان خليفه كه در طبقات آمده است قديم‌ترين حكايت برخورد يك صوفى با يك فقيه است 77 . ذو النون از سياحان صوفيه بوده است 78 . گريستن او بر شادى مردمان در روز عيد رمضان نشانه‌اى از عمق صدق و انديشه‌ى اوست 79 . ابو عبد اللّه جلا گفته است : من ششصد تن از مشايخ را ديده‌ام ولى چون ذو النون مصرى و ابو تراب نخشبى و ابو عبيد بسرى و ابو العباس عطا نديده‌ام 80 . در طبقات الصوفية سخنان بسيارى از ذو النون نقل و تفسير شده است كه در فهرست آخر كتاب مىتوان ديد . بو عبيد بسرى او يكى از آن دو تن است كه با ابو تراب به قطع باديه پرداخت . سراسر ماه رمضان را بر يك طهارت مىگذرانيد نه نان مىخورد و نه آب مىآشاميد . دو سخن ازو در طبقات نقل شده است يكى درباره صدق محبت ديگر در مورد دوستان اللّه 81 . ابو بكر كتانى صحبت دار خضر بود ، مرتعش به او لقب چراغ حرم داده بود ، ازبس‌كه پيامبر را در خواب مىديد و در خواب از پيامبر سؤال‌ها مىكرد و جواب مىستد او را شاگرد مصطفى ( ص ) مىخواندند . وى صوفيان را بندگان ظواهر و آزادگان بواطن مىخواند 82 . ابو بكر كتانى كسى بود كه از هزار كس پرسيده بود كه تصوف چيست 83 . سخنان بسيارى از او در مسائل مختلف چون تعريف تصوف ، علم تصوف ، يافت ، مقامات ، دنيا و آخرت و سماع و اهل معرفت ، در طبقات الصوفية نقل ، شرح و تفسير شده است . تا اينجا سخن از مشايخى بود كه پير هرات به نحوى ارادت و علاقه‌ى خود