عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 77

طبقات الصوفية ( فارسي )

اين آرزو نرسيده و اين موضوع را براز با خواجه عبد اللّه انصارى باز گفته است 55 . حصرى بر آنچه درباره‌ى معراج بايزيد گفته شده است نقدى دارد كه سخت با نظر پير هرات قرابت دارد 56 . با وجود اعتراف به استادى حصرى و قرابت نظر در مورد معراج بايزيد ، خواجه عبد اللّه انصارى ، حصرى را مانند ديگران « خاتم عارفان » نمىداند . اين پايگاه نزد او تنها و تنها از آن ابو سعيد خراز است 57 . همه اين‌ها دليل آن نمىشود كه وى خود را مريد حصرى نداند 58 . على بندار صيرفى پير هرات او را از اقران نصرآبادى ، حصرى ، عثمان مغربى و بو عبد اللّه خفيف مىداند و روزيمند از ديدار مشايخى همچون بو عثمان حيرى ، محفوظ ، محمد فضل بلخى ، محمد حامد ، بو على گوزگانى ، يوسف حسين رازى ، جنيد ، رويم ، سمنون ، ابو العباس عطا ، جريرى ، طاهر مقدسى ، ابو عبد اللّه جلا ، ابو عمرو دمشقى ، بو بكر مصرى ، زقاق و بو على رودبارى . به سخن خواجه او كسى است كه مشايخ جهان روزگار خويش را ديده بود و اين امتيازى بس بزرگ است . وى حديث بسيار يادداشت و در روايت آن از ثقات زمان خويش شمرده مىشد . قاضى با منصور ازدى هروى ، استاد شيخ الاسلام ، و با منصور فقيه نباج او را ديده بودند 59 . مجموع اين امتيازها او را در شمار مشايخى قرار داده است كه پير هرات بنا بر معيارهائى كه نزد او معتبر بوده است على بندار صيرفى را از ديگران جدا كرده است . بو عبد اللّه خفيف نيز به سبب همين امتيازات ( ديدار جنيد ) درگذشتن از پل او را بر خود مقدم مىدارد 60 . خواجه‌ى هرات به هنگام ذكر احوال صيرفى و نقل سخنان او در تفسير دو آيت از كلام اللّه مجيد ، به صورتى ديگر شناخت خويش را از وى بيان كرده است 61 .