عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 76

طبقات الصوفية ( فارسي )

قرافى بوالحسن قرافى از شاگردان ابو الخير تيناتى است عمر او نيز مانند استادش دراز بوده است . صد و ده سال . خواجه عبد اللّه او را يگانه‌ى بىنظير در زمان خويش و پس خويش مىداند . جز از صفات حدت نظر و حضور وقت ، قرافى به سنى بودن با عام و عارف بودن با خاص ستوده شده است 50 . وقتى در كشتى احتساب كرد او را به آب انداختند . به هنگام نماز در صف اولش ديدند ، جامه‌ى وى ذره‌اى ترنا شده . اين حكايت را خود او باز گفته است . قرافى نيز اعتقاد به نهفتن حال و مقام داشت . پير هرات دو داستان از فراست او در طبقات نقل كرده است 51 . ابو الحسن حصرى چنان كه پيش از اين گذشت وى از جمله مشايخى است كه نام وى در شمار مشايخ قديم و متأخر هر دو آمده است . به‌نظر پير هرات شبلى يك شاگرد بيشتر نداشت و آن بوالحسن حصرى بود و حساب او را از سخن شنوان كه تعداد آنها زياد بوده است بايد جدا كرد . همچنان‌كه حصرى يگانه شاگرد شبلى دانسته شده است ، يگانه استاد حصرى نيز شبلى دانسته شده است . شبلى وقتى به حصرى گفته بود : « انت ديوانه مثلى ، بينى و بينك تألف ازلى » 52 . خواجه عبد اللّه انصارى حصرى را همتاى بو عبد اللّه خفيف مىداند با اين تفاوت كه حصرى را باباطن‌تر از بو عبد اللّه خفيف و بو عبد اللّه خفيف را باآلت‌تر از حصرى مىداند . وى حصرى را به صفت « ربانى » مىستايد و استاد خويش مىشمارد 53 . و به همين سبب از بو الحسين سمعون كه استاد او حصرى را رنجه مىداشت به نيكوى ياد نمىكند زيرا به اعتقاد او « هركه استاد ترا رنجه دارد و تو ازو رنجه نشوى سگ از تو به بود » . ابو الحسين سمعون در بغداد مذكر بوده صاحب كلام و حصرى صاحب درد و شايد يكى از علل اختلاف ميان حصرى و سمعون وجود اين دو خصيصه در آن دو تن بوده است 54 . حصرى از مشايخى است كه شيخ عمو آرزوى ديدار او را داشته است اما به