عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 73
طبقات الصوفية ( فارسي )
ابن عطا » 32 . در مقايسهى وى و خراز و واسطى ديديم كه جنيد به علمى بودن ستوده شده بود و پير هرات ضرورت ريزگكى تيزى را در وى يادآورى كرده بود . از نظر جنيد علم بر وجد ترجيح دارد 33 و اينگونه نگرش او با فقاهت و پايبندىاش به شرع سازگارتر بود . او شاگرد مهين شافعى بود و در مجلس شافعى فتوى دادن با جنيد بود 34 . از بسيارى عبادت او را طاوس العباد مىخواندند 35 . بو جعفر حداد او را به سبب رجحان علم بر وجد و حال ، صورت مجسم عقل مىناميد 36 وى دكانى داشت كه در ظاهر براى كسب بود ولى هيچ دادوستدى انجام نمىداد 37 . بنا بر روايات مؤرخان و تذكرة الاولياء ، خليفهى بغداد تا امضاى جنيد را بر محضرى كه ديگران براى كشتن حلاج امضا كرده بودند نگرفت حسين منصور را بر دار نكرد و جنيد آن روز لباس اهل ظاهر بر تن كرد و سپس بر ظاهر حلاج حكم كرد و امضا 38 . در ماجراى غلام خليل نيز دست در دانشمندى زد و از محنتى كه مشايخ ديگر كشيدند و در طبقات از آن به « محنت صوفيان » ياد شده است ، بر كنار ماند . به همين سبب بود كه نورى او را بر سر جمع سرزنش كرد و حتى از سخن گفتن در تصوف منع كرد 39 . پير هرات چند بار در طبقات سخنان جنيد را نقد ، تفسير و تحليل كرده است و اين نقد و تفسيرها در پارهاى از موارد چنان است كه بوى ايراد و مخالفت از آن به مشام مىرسد . از جنيد نقل مىشود كه گفت : موافقت با ياران مه از شفقت . شيخ الاسلام گفت كه : طاعت دارى مه از حرمت دارى 40 . موافقت نتيجهى حرمت است ولى اطاعت و فرمانبردارى وراى حرمتدارى است . در مورد ديگر از قول جنيد آوردهاند كه گفت : « سى سال است كه بر توحيد چيزى نگفتهام ، از حواشى آن مىگويم . شيخ الاسلام گفت : « دو تن دو سخن گفتهاند يكى جنيد كه گفته است كه علمى است كه سى سال است كه بساط آن برنوشتهاند و مردمان از حواشى آن مىگويند يعنى علم توحيد . من هيچ ندانم كه وى چه مىگويد ! كه علم توحيد را در زبان هيچ بهرهاى نيست ؛ و ديگر بو بكر