عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 72
طبقات الصوفية ( فارسي )
و حقيقت بر جان و سر » 25 . نظر خواجه عبد اللّه را در مقايسه ميان خراز و مشايخ ديگر از جمله جنيد دانستيم . وى ميان رويم و جنيد كه اعتبار او چه در زمان حيات و چه پس از مرگ در ميان مشايخ عظيم بوده است ، چنين مقايسه كرده است : « شيخ الاسلام گفت كه رويم خود را شاگرد جنيد مىنمود ، از ياران وى است و مه از وى ، و من موئى از رويم دوستتر دارم از صد جنيد 26 » . حكايتى هم در طبقات از رويم و جنيد آمده است : رويم و جنيد روز آدينه در مسجد با هم نشسته بودند . كسى از جنيد دربارهى « الهام » سؤال كرد جنيد گفت « روز آدينه و مسجد و مسئلهى الهام و دل معلق » و از رويم خواست تا به سؤالكننده پاسخ دهد . رويم جواب داد و آن كس راضى گشت و برفت 27 . رويم آنگاه كه بو عبد اللّه خفيف از پيش او مراجعت مىكرد دست بر كتف بو عبد اللّه خفيف گذاشت و گفت : « اى پسر ، . . . اين كار جان فدا كردن است نگر به ترهات صوفيان مشغول نشوى » پير هرات اين سخن او را براى مريدان خويش شرح و تحليل كرده است : « بذل روح نه آن باشد كه به غزا شى تا ترا بكشند ، آنيد كه با اللّه بهر جان خود را منازعت درنگيرى . جان و دل و تن در سر كار او كنى و هنوز بر خود باقى كنى ؛ نه كه چون زحمتى از آن او به تو رسد شكايت درگيرى » 28 جنيد جنيد در طبقات الصوفية به تمكن و بزرگداشت امر و نهى ستوده شده است و علت پذيرفته بودن او نزد همه فرقهها همين موضوع دانسته شده است 29 . در مقايسهى او و نورى آمده است كه « جنيد به علم مه بود و نورى به زندگانى ، وى شور داشت » 30 . ابو احمد مغازلى نيز نورى را برتر از جنيد دانسته است 31 . ابن عطا در حق او گفته است : « التصوف خلق و ليس انابة و ما رأيت من اهله الا الجنيد و