عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 59

طبقات الصوفية ( فارسي )

نمودند » و محمد قصاب عبد اللّه را تعظيم تمام داشت و حتى با وى به بازار آمد - بازارى كه سى سال آن را نديده بود - و در خريد با شيخ الاسلام و يارش موافقت كرد ؛ بااين‌همه اين خرقانى بود كه عبد اللّه را بشناخت 103 . خرقانى در او چه ديد و با او چه گفت كه محمد قصاب نديد ؟ خرقانى در ميان سخن او را گفت : « ار با خضر صحبت با وى توبه كن و ار از هرى شبى به مكه شوى از آن توبه كن » 104 تا آن روز همه بزرگان و مشايخ عبد اللّه را تعظيم و اكرام كرده بودند و حرمت داشته ، از حافظه عجيب و پايه‌ى علم او با وجود اندكى سال ، در شگفت بودند ، عبد اللّه باكويه شيرازى او را شايسته‌ى آن مىيافت كه بنشيند و مجلس بگويد و درس بدهد . هيچ‌كس او را چون خرقانى راهنمائى و ارشاد نكرده بود و به او نگفته بود كه همصحبتى خضر نيز حجابى است چه رسد به امارات و مسائل ديگر كه وجود آنها در عبد اللّه موجب حرمت و تعظيم او نزد مشايخ مىشد . جان عبد اللّه خواستار چنين پيرى بود و دلش سوختهء چنين سخنى ؛ و مراد از شناخت خرقانى نيز همين بود . خواجه عبد اللّه پيش از اين سخنى از خرقانى شنيده بود كه معنى آن را به درستى درنمىيافت . شنيده بود كه خرقانى گفته است صوفى غير مخلوق است . عبد اللّه تا پيش ازين ديدار هميشه « اين با آن درمىآميخت » يعنى نفس و كالبد را با حقيقت يكى مىگرفت . چون با خرقانى روبه‌رو شد بىآنكه سؤالى كرده باشد خرقانى به او گفت « اينكه مىخورد و مىخسبد چيزى ديگر است ، تصوف غير مخلوق است ، نه به نام غير مخلوق است نام مخلوق است ، در آن معنى است آن معنى غير مخلوق است ؛ و صوفى زنده به آن است 105 » . آيا مجموع آنچه آن پير امى به اين جوان عالم گفت همه همين بود ؟ جامع مقامات پير هرات مدت ديدار خرقانى و عبد اللّه انصارى را يك ساعت گفته است اما قرائنى در طبقات الصوفية و تذكرة الاولياء وجود دارد كه دلالت بر زمان بيشتر اين ديدار دارد . در تذكرة الاولياء از زبان عبد اللّه انصارى گفته شده است كه چون با بند