عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 50
طبقات الصوفية ( فارسي )
بسيار ديده بود ، سفرهاى نيكو كرده بود وى مرا گفت ما از تو بدانستيم كه ما كرا ديدهايم . يعنى تو ايشان را شناختهاى به حقيقت تمام 44 و در مقامات سخنى از پير هرات از گفتهء شيخ احمد كوفانى دربارهء پدر شيخ الاسلام نقل شده است : « شيخ احمد كوفانى مرا گفت كه اين همه بكردى و گرد عالم بگشتى ، چون پدر خود نديدى » 45 . خدمتگزارى شيخ عمو و همراهى با او در سفرها و احتمالا سفرهاى جداگانه ، شيخ احمد كوفانى را به منزلتى رسانده بود كه اطلاعات او بتواند مورد پسند پير هرات قرار گيرد . آنچه از دو جمله مقامات و نفحات مىتوان استنباط كرد اين است كه شيخ احمد كوفانى بايد زمانى دراز در خدمت شيخ عمو بوده باشد و مصاحب پير هرات . اگر خواجه عبد اللّه به زيارت و ديدار شيخ ابو العباس قصاب آملى توفيق نيافت ، شيخ احمد كوفانى او را ديده بود . زمان توقف و يا ديدارهاى او از ابو العباس قصاب بايد مستمر بوده باشد زيرا وى از فرياد و زارى و گويندگى پيوستهء شبانه قصاب براى خواجه عبد اللّه حكايت كرده است 46 . شيخ احمد كوفانى غير از قصاب ، ابو بكر سوسى 47 و ابو الحسين جهضم همدانى و ابو منصور معمر اصفهانى را نيز ديده بود 48 . اين اوست كه آن نيمبيت معروف محمد طبرانى را براى خواجه عبد اللّه مىخواند ، و وى بعدها سه بيت كامل آن را بازمىيابد 49 . پير هرات حكايات بسيارى از شيخ احمد كوفانى نوشته بود و با آنكه سه حكايت از حكايات او را نقل مىكند در نقد آنها ، يك حكايت را با ارزش مىيابد و آن حكايت بو الحسين هروى است كه براى پرسيدن سؤالى از مكه نزد ابو العباس قصاب آملى آمد 50 . وقتى ديگر شيخ الاسلام از وى حكايتى درباره ابو منصور معمر اصفهانى مىخواهد كه شيخ احمد كوفانى در پاسخ اين درخواست تنها يك جمله را از وى نقل مىكند كه وى گفته بود : « الفقير عزيز » 51 . شيخ عباس در طبقات الصوفية در بيشتر موارد نام شيخ عباس و شيخ عمو با يكديگر