عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 42

طبقات الصوفية ( فارسي )

از سخنى كه پير هرات درباره اشتياق خويش به ديدار ابو العباس قصاب آملى مىگويد و وعده‌اى كه شيخ عمو به وى مىدهد و مىگويد ترا ببرم ؛ و برآورده نمىشود ، چنين مىتوان استنباط كرد كه بايد عبد اللّه در سنى بوده باشد كه بىهمراهى شيخ عمو نمىتوانسته است از هرات به آمل برود 3 . اما از طبقات الصوفية چه مطالبى مىتوان بدست آورد ؟ شيخ عمو شاگرد و مريد احمد بن محمد بن الفضل معروف به ابو العباس نهاوندى است كه او خود شاگرد و مريد جعفر خلدى بوده است و اين شيخ ابو العباس نهاوندى به ابو اسماعيل احمد بن محمد بن حمزه لقب « عمو » داده بود و پير هرات معنى و مراد ازين لقب را توضيح داده است : « عمو سالار بود » 4 . يادآورى اين نكته ضرورى است كه دوبوركوى در بيان احوال پير هرات و ارتباط او با شيخ عمو ، نام شيخ عمو را احمد بن محمد الفضل ابو العباس نهاوندى ذكر كرده است 5 درحالىكه اين شخص پير شيخ عمو است . همچنين در تبيين معنى عمو بىتوجه به آنچه كه در طبقات الصوفية آمده است « عمو » را متواضع و فرمانبردار و برادر پدر « عم » معنى كرده است و توضيح داده است كه اين لقب براى آن به او داده شده بود تا به اصل و نسب خويش غره نباشد . با مطالعات ساليان دراز كه دوبوركوى درباره پير هرات انجام داده است بعيد مىنمايد كه پير شيخ عمو را با خود او يكى دانسته باشد و نمىدانيم اين اشتباه چگونه پيش آمده است . اما در مورد معنى عمو با وجود توضيح طبقات الصوفية ، نمىتوان گفت كه مراد از لقب عمو همان چيزى است كه وى استنباط كرده است مگر آنكه دوبوركوى بود ( به ضم با و فتح واو ) را بود ( ماضى بودن ) خوانده باشد كه در اين صورت « سالار بودن » شيخ عمو نعتى است كه پير هرات به او ارزانى داشته است ؛ و اين نادرست است . متأسفانه از داستان ملقب شدن شيخ ابو اسماعيل احمد بن محمد بن حمزه از سوى پيرش ، ابو العباس نهاوندى ، به لقب « عمو » به سبب شهرتى كه اين داستان در آن روزگار داشته است ؛ و گردآورندهء طبقات الصوفية نيز آن را مىدانسته است و