عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 41

طبقات الصوفية ( فارسي )

مىتوان در پير هرات بررسى كرد : 1 - حمايت مادى 2 - بهره‌مندى معنوى . يكى از افرادى كه پس از عزيمت شيخ منصور محمد انصارى به بلخ هيچ‌گونه حمايت مادى را از عبد اللّه انصارى دريغ نداشت شيخ عمو بود . با حمايت مادى و معنوى او و خواجه‌ى امام يحيى عمار بود كه خواجه عبد اللّه انصارى توانست تا حدود زياد فارغ از غم نان و آب به كسب فضائل و كمالات ادامه دهد . خانقاه اين شيخ در حقيقت‌خانه و خانقاه عبد اللّه نيز بود . خواجه عبد اللّه نه تنها از اطلاعات با ارزش شيخ عمو از مشايخ بهره‌مند مىشد بلكه خانقاه او نيز جايى مناسب براى كسب اطلاع از مشايخ ديگر از آيندگان و روندگانى بود كه به آنجا مىآمدند . جامى در نفحات الانس از گفتهء پير هرات سخنانى دربارهء شيخ عمو آورده است كه از نظر رابطهء آن دو با يكديگر و موقعيت پير هرات در خانقاه او پرارزش است : « شيخ الاسلام گفت كه شيخ عمو خادم خراسان بود . وى پير فرشاد منست يعنى آداب و رسوم صوفيان از وى آموخته‌ام و عمو مريد من بود با مريدى من وى را ، و من هم‌كاسه‌ى وى بودمى ، و چون وى نبودى من بر جاى وى بودمى ، و چون به سفر بودى نامه‌ها هم به من فرستادى . . . مشايخ وقت را ديده بود و وى را نواخته بودند و وى خدمت‌هاى نيكو كرده بود ايشان را و راحت‌ها رسانيده . . . » 1 اين رابطهء عجيب پيرى و مريدى متقابل ، نشان‌دهنده قرب و حرمت پير انصارى نزد كسى است كه به سبب خدمت‌هائى كه به مشايخ خراسان كرده بود لقب خادم خراسان يافته بود . عبد اللّه چه وقت با شيخ عمو آشنا شده است و در چه سالى در خانقاه او مقيم شده است روشن نيست . از اشارتى كه در نفحات الانس وجود دارد دانسته مىشود كه اين آشنائى از ديرباز پديد آمده بود ، چه به هنگامى كه خواجه‌ى امام يحيى عمار بر سر منبر سخن از جانشينى عبد اللّه مىگفت و عبد اللّه در آن زمان كودك بود و شايد چهارده سال داشت ، شيخ عمو نيز در آن مجلس حاضر بود و پس از آن به عبد اللّه گفته بود كه مراد از عبد اللّه او بوده است 2 . و نيز