عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 20
طبقات الصوفية ( فارسي )
مخالفان باز نداشت . در رمضان 478 يك متكلم فلسفى در هرات به تبليغ و نشر عقايد خويش پرداخت 48 تحمل او و سخنانش بر شيخ الاسلام پير و نابينا كه عمرى را در راه احياى سنت و شكوه دين و سركوبى متبدعان و اهل كلام و اصحاب راى گذرانيده بود و با وجود مخالفتهاى پيدا و پنهان و تحمل محنتها و سختىها و تبعيدها و زندانها در مخالفت با آنان پاى فشرده بود ، گران و دشوار آمد . در يكى از مجالس خويش ، آنچنانكه از وى شايسته بود ، در مخالفت با آن متكلم سخن گفت . سخنان او در مريدان و هواداران چنان اثرى به جاى گذاشت كه هم از مجلس به خانهء آن شخص هجوم بردند و او را منكوب و مضروب كردند . وى از هرات به پوشنگ گريخت و در خانهء قاضى ابو سعيد بن يوسف ، مدرس نظاميهء پوشنگ پناه برد . بروز اين واقعه ، كه نه به رضاى شيخ الاسلام بود ، فرصت مغتنمى را براى مخالفان كه كينهء او را از ديرباز در سينه داشتند پيش آورد . شيخ الاسلام را مسبب اين شورش و نابسامانى در هرات معرفى كردند و با اعيان هرات در اخراج او و خانواده و ياران و خدمتكاران و مريدانش از آن شهر ، يار شدند و او را در روز جمعه بيستم رمضان سال 478 از هرات راندند . و شايد از بيم نفوذ و قدرت كلام او بود كه حتى با گزاردن نماز جمعهء او در هرات نيز موافقت نكردند . شيخ الاسلام از هرات بيرون رفت و در نزديكى شهر اقامت گزيد . اكابر و اعيان هرات به آن نيز رضا ندادند . خواجه عبد اللّه ناگزير به پوشنگ عزيمت كرد . در پوشنگ هواخواهان او به خانهء قاضى هجوم بردند و قاضى و مهمانش را بزدند . پوشنگ نيز دستخوش آشوب گشت . سر در نظاميهء پوشنگ را سياه كردند و در آن را بستند . آنان كه بر اخراج شيخ الاسلام از هرات اتفاق كرده بودند شرح ماجرا را به سلطان و وزيرش خواجه نظام الملك نوشتند . فرمان رسيد كه شيخ الاسلام با خانواده و ياران و مريدان و خدمتكارانش به ماوراءالنّهر بروند . اين فرمان ، ظاهرا براى بازگرداندن آرامش به شهر هرات ، در مسجد جامع و از فراز منبر امام يحيى عمار ، براى مردم قرائت شد . انصارى و همراهان بهسوى