عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 11
طبقات الصوفية ( فارسي )
از آن به درس خواندن مشغول مىشد ، شش روى ورق مىنوشت و از بر مىكرد ، هنگامى كه از اين كارها فراغت مىيافت چاشتگاه بود و زمان رفتن نزد اديب و نوشتن و حفظ كردن . ساعات روز و شب را براى انجام درسهاى مختلف تقسيم كرده بود . لحظهاى فراغت نداشت و بيشتر روزها تا شبهنگام و پس از نماز خفتن هنوز گرسنه بود و درين وقت شب نيز در نور چراغ مشغول نوشتن حديث بود و مادرش لقمه در دهان او مىنهاد ، و اين همه به بركت حفظ و استعداد عجيب و خداداده ميسر مىبود . هر چيز كه از زير قلم او مىگذشت در حافظهء او ثبت مىشد . قدرت و توانائى او در شعر فارسى و تازى در ايام كودكى و در دبيرستان ادب بر همگان آشكار شده بود و مورد حسادت شاگردان ديگر مىبود . بارها او را براى نظم و ترجمهء اشعار و مضامين به تازى آزمودند و او از آنهمه سربلند برآمد . و شايد نخستين آشنائى او با امام يحيى عمار از همين زمان آغاز شد زيرا پسر يكى از خويشان امام يحيى عمار نيز با او درين دبيرستان بود و پدر اين كودك عبد اللّه خردسال را آزموده بود 14 در نهسالگى بدان درجه از فهم و دانش رسيده بود كه مىتوانست از محضر استادانى چون قاضى ابو منصور ازدى و جارودى املاى حديث كند . در چهاردهسالگى بدان پايه رسيد كه بر منبر برآمد و مجلس گفت 15 قدرت حافظهء او بدان حد بود كه بيش از هفتاد هزار و به روايتى صد هزار بيت تازى از شعراى متقدم و متأخر عرب از برداشت 16 و اين موضوع در طبقات الصوفية نيز پيداست . بنا بر روايت رهاوى به سبب همين قدرت حافظه بود كه وى براى تفسير آيتى از قرآن چهارصد بيت شعر از شعراى جاهليت خواند كه در هر بيتى از آن لغتى از آيت مذكور وجود داشت 17 بارى وى در كودكى و نوجوانى موفق شد از محضر استادان بزرگى كه در هرات مىزيستند بهرهمند شود . نام بعضى از آنان چون قاضى با منصور ازدى هروى ، ابو الفضل جارودى ، خواجهء امام يحيى عمار ، عبد اللّه طاقى و بشرى سجزى هروى در طبقات و مقامات و نفحات از گفتهء پير هرات آمده