عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 12
طبقات الصوفية ( فارسي )
است وعدهء ديگر را مور خان و معاصران او نام بردهاند . محيط هرات در دوران تحصيل او از نظر استادان علوم اسلامى مانند تفسير ، حديث و فقه چندان غنى بود كه هنگامى كه عبد اللّه به نيشابور مسافرت كرد ( 417 و 423 هجرى ) در علم حديث بدان درجه از توانائى دست يافته بود كه بتواند در مجلس امام ابو الفضل بن ابى سعد زاهد خللهائى را كه در روات حديث او وجود داشت يادآورى كند و صابونى و ابو الفضل بن ابى سعد ايرادهاى او را بپذيرند و او را ثنا گويند . امام ناصرى مروزى نيز ايراد او را پذيرفت و شاگردان خويش را به ثبت و تعليق آنچه عبد اللّه انصارى گفته بود واداشت 18 شيخ الاسلام انصارى در نوشتن احاديث نبوى از افراد مختلف معيارهائى را معتبر مىداشت و چنانچه كسى با آن معيارها منطبق نبود ، هرچند هم اسنادهاى عالى در حديث مىداشت از وى حديث نمىنوشت ، چنان كه از قاضى ابو بكر حيرى به سبب آنكه وى متكلم بود و اشعرى مذهب ، حديث ننوشت و از بسيارى ديگر كه صاحب راى يا اهل كلام بودند ننوشت 19 با وجود اين سختگيرىها وى از سيصد تن حديث نوشته است كه همه سنى بودهاند و صاحب حديث ، نه مبتدع و صاحب راى ، و هيچكس را اين ميسر نشده است 20 تمام اين احاديث را با سلسلهء روات آنها و نقد حال راويان آن از بر داشت و هيچگاه حديثى نمىخواند مگر آنكه تمامى اسناد آن را ذكر كند . و بنا بر روايت ابن طاهر حافظ از گفته شيخ الاسلام انصارى ، وى دوازده هزار حديث يادداشت 21 و براساس آنچه در نفحات الانس آمده است سيصد هزار حديث با هزار هزار اسناد 22 به سبب همين تبحر و تسلط او در حديث بود كه صابونى ازو دچار شگفتى مىشد و اسحاق قراب حافظ در مجالس او حاضر مىشد و محضر او را بر مجلس ديگران ترجيح مىداد و او را برمىانگيخت كه برايش حديث بخواند تا استماع كند ، و همو دربارهء شيخ الاسلام گفته بود تا وقتى كه عبد اللّه زنده است ممكن نيست كه كسى بتواند بر رسول ( ص ) دروغى ببندد . و نيز به همين سبب عبد الهادى