السلمي ( مترجم : حسيني )

53

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )

و مولاى من ، عقل را از من دور افكندى و از خلق ترساندى و به ذكر خودت مأنوس ساختى . پس از خلق تو رانده شدم و چه بدبختى بزرگى خواهد بود اگر از جانب تو نيز رانده شوم » . ( ابو القاسم نيشابورى ، 1987 ، 291 ) زهراء والهه نيز در زمره‌ى زنان مجنونه و والهه شمرده شده است : داستان ديدار ذو النّون با وى را ابن جوزى ، مناوى و يافعى آورده‌اند . ذو النّون گفت : در يكى از بيابان‌هاى بيت المقدس صداى مناجات زنى را شنيدم كه با خطاب يا لطيف ! با خداى خود سخن مىگفت . صدا را دنبال كردم تا به زنى رسيدم كه چون عود سوخته بود . پشمينه‌اى بر تن و سرپوشى از موى بر سر داشت . حب و وجد وجود او را سوزانده بود . بر او سلام كردم و پاسخم گفت و نام مرا ياد كرد . گفتم : لا إله إلّا اللّه . چگونه نام مرا مىدانى در حالى كه تاكنون مرا نديده‌اى . گفت : خداى محبوب من حجاب نابينايى را از چشمانم برگرفت و اسرار را بر من فاش كرد . به او گفتم به مناجاتت ادامه بده ، او به دعاى خود ادامه داد تا از دنيا رفت . متحير و سرگردان بودم كه پيرزنى را ديدم كه به‌سوى زن مىآمد . از او پرسيدم اين زن كيست ؟ پيرزن گفت ، زهراء والهه ، دخترم است . بيست سال است كه مردم او را مجنونه مىنامند و نمىدانند كه شوق به پروردگارش او را كشته است . ( ابن جوزى ، 1992 ، ربع 4 / 249 ) ( مناوى ، 1999 ، ج 1 / 661 ) ، ( يافعى ، 2000 ، 79 ) .