السلمي ( مترجم : حسيني )
40
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )
چگونه مايل نباشم كه آنچه در نزد تست به دست آورم درحالىكه بازگشتم بهسوى تو است ؟ و چگونه دوستت ندارم درحالىكه همه خوبىها از جانب تست ؟ و چگونه به تو اشتياق نداشته باشم درحالىكه تو مرا به خود مشتاق ساختى ؟ و وى براثر كاروان حجاج چنين زمزمه مىكرد : فقلت دعونى و اتّباعى ركابكم * أكن طوع أيديكم كما يفعل العبد و ما بال رغمى لا يهون عليهم * و قد علموا أن ليس لى منهم بدّ " پس گفتم : اجازه دهيد تا من هم در ركاب شما باشم . همان گونه كه بندهاى اطاعت مىكند در خدمت شما خواهم بود . علىرغم ميل من اين امر بر ايشان ( مردان ) آسان نمىشود ، درحالىكه مىدانستند كه مرا جز از ايشان چارهاى نيست . " ( ابن جوزى ، 1992 ، ربع 4 / 234 ) ، ( سلمى ، 1999 ، 187 ) بيت بازمانده از وى حكايت از اشتياق فراوان وى به زيارت خانه خدا دارد ، هرچند آرزوى او براى همراهى كاروان زائران حج برآورده نمىشود . احوال و اشعار ميمونه سوداء را ابن جوزى و ابو القاسم نيشابورى هر دو آوردهاند . ابن جوزى او را از عقلاى مجانين كوفه و حسن بن محمد او را از حمص مىداند . در كتاب عقلاء مجانين حكايتى از ابراهيم ادهم نقل مىشود كه گفت : در خواب ديدم كه كسى گفت ميمونه همسر تو در بهشت است . او گفت در پى ميمونه به حمص آمدم . او را جستم . گفتند او ديوانهاى است كه با احدى انس و الفت ندارد . از جاى او پرسيدم ، گفتند : گوسفندانمان را به او سپردهايم و او در جبانه است . به جبانه رفتم . او را ديدم كه نماز مىگزارد و گوسفندان و گرگها در كنار هم بودند . آنگاه كه