غلامحسين رضانژاد

606

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

خارجي ومظاهر وموجودات ؛ بوجود خاصّ واحكام ولوازم وصفات خود ، از موجود ومظهر ديگر متمايز ميباشد ، وبالقوّه ويا بالفعل وبسيط يا مركّب وطاعت يا معصيت وخير يا شرّ بودن وجود ، فرقى در شمول رحمت بدانها نداشته وبمصداق كريمهء : « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » هيچ‌چيزى در عالم وجود از رحمت ذاتي الهى خارج نيست وغضب نيز از مصاديق شيئى بوده وعين رحمت است ؛ ومراد از چنين رحمتي درنظر عرفاى شامخ ، بويژه شيخ أكبر محيى الدّين بن عربى طائى آندلسى ، رحمت وجودي وايجادى است وبهمين دليل خير وشرّ وسعادت وشقاوت ونيك وبد را از حيث أعيان آنها فراگرفته وآنچه أهل قشر وعلماى رسوم برحسب تعقّل از معاني وموارد غضب شناخته‌اند ؛ در اعتقاد عرفاء شامخ عين رحمت بوده وغضب الهى ، ذاتي أو نبوده وامريست عدمي ؛ ولذا عدم قابليّت در أعيان ثابته از حيث قبول رحمت ؛ موجب عدم ظهور حكم رحمت در آنها بوده وتسميهء امر عدم الرّحمه بغضب ، از جانب راحم است ونه مرحوم عليه ؛ بنابراين ، در دعاى حضرت ختمى مرتبت ( ص ) كه فرمود : « أللّهمّ إنّ الخير كلّه بيديك ؛ والشرّ ليس إليك » بايد توجّه داشت كه امر عدمي از جانب حقّ صدور نيافته وهمانا هرچه خير است ، بدست أو بوده ودر حقيقت ، حكم عدمي از عدم قبول عين ثابت در حضرت علم است كه رحمت را نپذيرفته واستعداد تجلّى رحماني را بر عين خود روا نداشته است وامر قبول وردّ واستعداد وعدم آن هم نسبى بوده ودر غايت امر ، هيچ‌چيزى موجود نيست كه بتمام حقيقت وجودي از دايرهء رحمت امتنانى ورحماني حقّ بيرون بوده وبالذّات أصل رحمت را نخواسته باشد ؛ امّا در قبول رحمت ذاتي وسريانى حقّ ؛ هر وجودي نسبت بوجود ديگر ، طبق اقتضاى ذاتي خود ، در كمّ وكيف رحمت وقبول احكام ورنجها ومحنت ومرگ وفقر ومصائب ديگر از قبيل مفاسد وآفات ؛ أموري عدمي بوده ودر عين عدمي بودن ؛ نسبى هم در شمار آمده واز رحمت شاملهء حقّ برخوردارند . پس رحمت ، سابق بر غضب بوده وبمفادّ حديث قدسي : « سبقت رحمتي غضبى » جميع صفات حقّ در عين رحمت ظاهر آمده وچون هر صفتي از صفات با ملاحظه ذات خداوندى ، موجب اسمى خاصّند ؛ آنگاه كه حضرت حقّ بايجاد خلق اراده فرمود ، از جميع حقايق ذاتي ، بجمع صفات خود تجلّى كرده واز همهء صفات خود نيز بعين رحمت تجلّى فرمود ، وسپس رحمت أو بعين قدم ، بعدم تجلّى كرد وهمهء أعيان وجودي وأكوان خلقي را پديدار وموجود