غلامحسين رضانژاد

39

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

فلسفه وحكمت است ، چه رسد بعرفان ؛ واز طرف ديگر در علم فلسفه وحكمت وعرفان ، الزام أهل شبهه يا معاندين بقول براهين الهى واستشهادات قرآني الزامي نيست ؛ در صورتيكه در علم كلام يا أصول الدّين چنين نبوده ومتكلّم آنگاه از احتجاج فارغ مىآيد كه خصم را بپذيرفتن برهان وحجّت ديني قانع كند ، وگرنه بغايت آن نائل نيامده است ؛ وبالأخره متكلّم فايدهء علم كلام وغايت آنرا ترقّى از حضيض تقليد در أصول دين بذروهء يقين وأوج ايمان وارشاد والزام معاندين بقبول دين اسلام ميداند ، وبدين دليل تعليم وتعلّم أصول دين را مقدّم بر فروع آن دانسته ونهايت ايندو را فوز بسعادت دارين تلقّى ميكند ؛ وچون شرف غايت تديّن بدين اللّه را أصل كلّى از هدف علم كلام ميشناسد ؛ بنابراين ، شرف اين علم را از جميع علوم ديگر برتر دانسته وعقيدة دارد كه صريح عقل نيز در مقام تأييد نقل ميباشد ؛ ودر اينصورت شبهه‌اى در صحّت ادّلهء واطمينان بدان براي منكري باقي نخواهد ماند ؛ وبهمين دليل كلام ؛ علمي أعلى وموثوق بوده واثبات أمور ومسائل شرعي بوسيلهء آن تحقّق مىيابد ؛ وجميع علوم شرعيّه نيز مؤخّر از آن بوده واز حيثيّتى جامع ورياستى فائق بهره‌مند است وعلّت تسميهء اين علم بكلام از جهت قدرت متكلّم بسخنورى در اثبات أصول شرعي ورفع شبهات منكران ومعاندان است ، چنانكه وجه تسميهء آن نيز بأصول دين ، باعتبار ابتناء علوم ديني وشرعي بر مبناى آن ميباشد . بارى ، مفسّر در علم تفسير بايد بحقيقت توحيد كه وحدت كثرات أسمائي وصفاتى وافعالى وآثاري است رسيده وجز يكى نبيند ودر يكى ديدن وايجاد وحدت حقّه در باطن خود ، اندك غفلتى روا ندارد ودر دار تحقّق ووجود ودر دير وحدت وشهود ، بديّارى بجز حضرت حقتعالى ننگرد وهر ما به التّحقّقى را از خداوند متعال بيند وهر ما به التّمايز وتعيّنى را از ماهيّات وهميّه شمارد ودر هرچيز وهرجا وهرگاه ، غير از خدا را در مدّنظر نيارد ، وطبق كريمهء : « وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ، فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » و « وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » خداوند تعالى را در همه‌جا وهمه چيز از ذرّهء هباء تا درّة البيضاء بشناسد ودر ضمن اينكه هر شيئى را عين وجود حقّ ديده وحقّ را در آن ملاحظه كند ، ذات خدا وحريم وساحت خاصّ وأخصّ وأقدس ويرا از مقيّد ومطلق وحتّى مطلق فوق الاطلاق والتّقييد مبرّى ومنزّه داند ، وبحقيقت حقّ اليقين وحتّى همانند رسول خدا ( ص ) و