غلامحسين رضانژاد
34
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
فرق تبيان وبيان در اينستكه تبيان عبارت است از بيان با دليل وبرهان ، مانند اينكه گفتهاند : « القرآن تبيان لكلّ شيء » چنانكه در كريمهء مباركه فرمايد : « وَنَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » ودر آيهء ديگر در معنى كلمهء بيان آمده است : « هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ » وبهمين اندازه كه تبيان در حروف بيش از بيان است ، طبق قاعدهء عقلي : « زيادة المباني دليل على زيادة المعاني » ودر حاشيهء شرح مواقف ، از مولوى عبد الحكيم نقل شده است كه : « البيان ، الكشف والتّوضيح وقد يستعمل بمعنى الاثبات بالدّليل » وبالجملة بيان يا مصدر بان است ودر اينصورت لازم بوده وبمعناى ظهور است ويا مصدر بيّن ميباشد كه باز هم لازم ومانند : « قد بيّن الصبح لذي عينين » بوده وگاهى هم متعدّى است ؛ ودر اينصورت بمعنى اظهار بكار رفته ، چنانكه در قرآن حكيم آمده : « ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ » يعنى اظهار معاني قرآن با ماست ؛ وبرخى گفتهاند كه بيان عبارت از امريست متعلّق بتعريف واعلام واعلام نيز بدليل بوده ودليل هم با علم حاصل مىآيد ؛ پس سه امر در بيان معتبر است ، يكى اعلام وديگرى تبيين وسه ديگر دليل علمي ، ودر باور أهل بيان ؛ علمي كه ايراد معنى واحدى بطرق مختلفه بدان شناخته گردد واز حيث دلالت واضح وفصيح باشد ، آنرا علم بيان نامند وبيشتر در تشبيه واستعاره ومجاز وكناية ظهور داشته ودر « محيط المحيط » بستاني آمده است : بيان عبارت از سخن وكلامي است كه چيزى را از حيث دلالت به الفاظى فصيح مبيّن نمايد وفرق بين بيان وتبيان در اينستكه بيان عمل زبان است وتبيان عمل قلب وجنان ودر نتيجة تبيان أبلغ از بيان ميباشد . بارى ، بيان علمي است كه در آن از چگونگى ادا كردن معنى واحدى بعبارات مختلفه سخن ميرود ، مانند اينكه در شجاعت زيد ، گاهى ميگوئيم : زيد شير است ، وزماني گويند زيد مانند شير ويا بدليرى آن ميباشد ولذا دلالت آن گاهى آشكارا وگاه ديگر پنهان است . 7 - علم البديع : بديع بر وزن فعيل بمعنى اسم فاعل ومفعول - هر دو - آمده ودر لغت بمعنى نوآورنده ونوآيين ونوآورده شده وبيرون آوردن چيزى بر وجهي نو وبدون داشتن مثل ويا مثال خارجي ؛ وپديد آوردهء نو وتازه وحيرتانگيز وهر چيز ابداعى وابتكارى وزيبا وجميل وباطراوت ودلانگيز وبه هر شيئى مادّى وطبيعي يا خيالي وعقلي مورد استعمال دارد ؛ مانند ايندو بيت :