غلامحسين رضانژاد

17

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

در موارد عقلي وعرفانى برخى از آيات ؛ بعللى بىبهره وناتمام مانده است كه بقصور يا تقصير مؤلّف دانشمند وحكيم آن مربوط نيست ومعلول عرف حاكم بر حوزه‌هاى علميّهء ضدّ حكمت وعرفان ميباشد . مقولهء هفتم ، مرتبهء علم تفسير : مراد از مرتبهء علم تفسير اينستكه تقدّم يا تأخّر آنرا نسبت بعلوم ديگر دريافته ودر تحصيل وايجاد آنچه مقدّم برآنست كوشيده ودر صورتيكه مؤخّر بر برخى از واجبات باشد ؛ در حفظ مرتبهء راستين آن از چيزى فروگزار نكنيم . حقّ اينستكه مرتبهء علم تفسير قرآن مجيد ؛ پس از تعلّم علوم صرف ونحو وقرائات وحديث واخبار وحفظ آيات ومقدارى لازم از علوم رياضى وطبيعي وفلكى بوده ، ومفسّر بايد در معارف عقلي وحكمي وكلامي وعرفانى متبحّر ومسلّط باشد ؛ تا با استفادهء از جميع علوم مزبور بتواند حقّ تفسير آيات قرآني را أداء كرده ودر صحّت واستوارى وحقّانيّت تفسير هر كلمه وآية وسوره ، بمرتبهء اطمينان قلبي نائل آيد . در هر صورت ، شناخت مرتبه اين علم آنگاه بحصول مىپيوندد كه متعلّم وطالب آن بدنبال ايجاد مقدماتى برود كه لايق علم مزبور بوده وبا إعداد وآماده كردن نفس خود در طلب علوم مقدّماتى تفسير ، بدنبال كسب وتحصيل دانشهايى رود كه با استفاده از مباني وقواعد وأصول ومطالب آنها بتواند بتفسير كلام اللّه پرداخته ودريابد كه براي تفسير كردن صحيح ومطمئنّ كلام اللّه مجيد ، بتحصيل چه علوم ومعارفى بپردازد . چنانكه در متن تفسير سورهء حمد بنظر خواهد رسيد ، اگر مفسّر از علوم صرف ونحو وقرائات مختلف وحديث وأخبار أهل بيت عصمت عليهم السّلام واقف نبوده ودر تكميل اين مقدّمات به اكتساب علوم كلامي وحكمي وعرفانى ورياضيّات وفلكيّات وطبيعيّات وحفظ وضبط آيات ديگر قرآن حكيم كوشا وپابرجا نباشد ؛ هرگز قادر بفراگرفتن علم تفسير نبوده وجايگاه آنرا در علوم انساني والهى نخواهد شناخت ؛ چه رسد بدينكه بداند ، علم تفسير چگونه وچه علمي در شمار آمده ومرتبه وموقعيّت عقلي ونقلي آن چيست ؟ . مقولهء هشتم ، تقسيم علم تفسير : مراد از اين مقولة اينست كه مفسّر بايد مباحث تفسيري خود را به أبواب وفصول وبخشهايى جدا از يكديگر تقسيم كند ، وهر مبحث را بر وفق اجمال وتفصيل وسطح وعمق وقصر وطول وغيره ، بخش كرده ودر هر باب و