الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
86
علل الشرايع ( فارسي )
سؤال ننمود و درخواست نكرد . 3 - حديث كردند ما را . . . از حضرت امام على النقى عليه السّلام كه : خداى عز و جل إبراهيم را براى اين جهت خليل خود گردانيد كه بسيار صلوات بر محمّد و آل محمّد ميفرستاد . 4 - حديث نمودند ما را از جابر بن عبد اللَّه الانصارى كه گفت شنيدم از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ميفرمود : خداوند إبراهيم را خليل خود نگردانيد مگر براى إطعام و غذا دادن بمردم ( كه بدون مهمان غذا نميخورد و گاهى تقريبا مسافت زيادى راه ميرفت تا مهمان پيدا كند ) و نماز بسيار ميخواند خاصه در نيمهء شبها كه مردم در خواب بودند « 1 » . 5 - حديث كرد مرا پدرم از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كه : چون
--> « 1 » خليل دوستى را گويند كه هيچ خللى در شرايط دوستى نكند و مشتق از خلَّه ( بفتح خاء و تشديد لام است ) بمعنى احتياج و فقر ، و يا مشتق از خله ( بضم خاء و تشديد لام است ) بمعنى عالم بأسرار و داشتن نهايت صداقت و محبت ، بنا بر اين حقيقت معناى خليل عبارتست از شخصى نيازمند و محتاج و فقير به خدا ، و چون آن حضرت با نهايت درجه عفت و استغناى نفس از ديگران منقطع شده و فقط بسوى خداى متعال متوجه گرديده بود او را لقب خليل دادند ، و روايات فوق سبب خليل شدن آن حضرت را باختلاف نقل ميفرمايد و لكن در حقيقت مختلف نيست چون مجموعهء اين صفات كه در حضرتش آشكار گرديد به آن مقام عالى رسيد . چنان كه در مجمع البحرين گويد : روايت شده كه خداوند آن حضرت را بندهء خاص خود گردانيد پيش از آنكه حضرتش را نبى گرداند ، و نبى گردانيد قبل از آنكه او را رسول گرداند ، و رسولش گردانيد پيش از آنكه او را خليل خود نمايد ، و خليل خود گردانيد پيش از آنكه او را امام نمايد ، و موقعى كه او را امام گردانيد در حقش فرمود : * ( إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ) * ، تو را امام و پيشوا و راهنماى مردم قرار دادم .