الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

87

علل الشرايع ( فارسي )

خداوند إبراهيم را خليل خود گردانيد بشارت خليل بودن را ملك الموت آورد ، در حالى كه به صورت جوانى خوشرو ، و دو لباس سفيد پوشيده بود و ( چنان با طراوت بود كه گوئى ) از سرش آب و روغن ميريخت ، چون آن حضرت خواست داخل خانهء خود شود ديد كه او از خانه بيرون مىآيد . و آن حضرت بسيار با غيرت بود بطورى كه هر وقت از خانه بيرون ميرفت درب خانه را مىبست و كليد آن را با خود مىبرد . و روزى از پى كارى بيرون رفت و درب را بست ، چون بازگشت و درب را گشود ، ديد مردى ميان خانه ايستاده است و در غايت حسن و بمنتها درجه جمال ، غيرت آن حضرت به جوش آمد به نحوى كه از جاى بدر رفت و سخت منقلب و ناراحت گرديد و گفت : اى بنده خدا چه كسى تو را داخل خانه من نموده . عرضكرد : خداى خانه مرا داخل خانه نموده است . فرمود : خداى خانه أحق و سزاوارتر است از من ، تو كيستى ، عرضكرد : ملك الموت ، آن حضرت وحشت و دهشت كرد و ترسيد و فرمود : آمده اى براى قبض روح من ، گفت براى چنين امرى نيامده‌ام بلكه خداوند بنده اى را خليل خود گردانيده و آمده‌ام كه اين بشارت را به او برسانم . فرمود كيست آن بنده شايد ( بتوانم خود را به او برسانم و ) خدمت او نمايم تا زنده هستم ، گفت توئى آن بنده خاص ، آن حضرت خورسند و خوشحال گرديد و نزد ساره ( زوجه خود ) آمد و فرمود خداوند مرا خليل خود گردانيده . 6 - حديث كردند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : چون ملائكه از جانب خداوند بسوى حضرت ابراهيم آمدند ( براى هلاك قوم حضرت لوط ) براى ايشان گوساله اى ( ذبح كرد و قسمتى از آن ) را طبخ نمود و بنزد آنها آورد و فرمود : بخوريد ، گفتند نميخوريم ، تا بگوئى قيمتش را ، آن حضرت فرمود : چون خواهيد بخوريد بگوئيد بسم الله ) * : ( الرحمن الرحيم ) و چون فارغ شويد بگوئيد :