الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

84

علل الشرايع ( فارسي )

بدين جهت خداوند خطاب فرمود كه : بيرون نمائيد از باد عقيم به قدر سوراخ حلقه انگشترى ، و بسبب همان باد هلاك شدند قوم عاد ، و بواسطه همين باد خداى تعالى در ( موقع فناى دنيا و ) ابتداى قيامت كوهها و تلَّها و شهرها و قصبه‌ها را هموار خواهد نمود ، چنان كه ميفرمايد : * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَلا أَمْتاً ) * ، اى پيغمبر از تو ميپرسند كه كوهها ( موقع فنا و نابودى دنيا ) چه مىشود ، بگو كه خداى من كوهها را چنان از بنياد بر كند كه خاك شود و خاكش را بر باد دهد ، و پست و بلنديهاى زمين را چنان هموار گرداند كه در آن كوچكترين پست و بلندى ديده نشود . و علت آنكه اين باد را باد عقيم مينامند آنست كه چون توأم با عذابست و عقيمست از رحمت ( كه از او رحمت پيدا نميشود مانند بادهاى ديگر كه سبب تلقيح ميشوند ) مانند مرد كه عقيم است و از او فرزندى متولد نميگردد . و موقعى كه بر قوم عاد وزيد متلاشى و خورد كرد خانه‌ها و شهرها و قلعه‌ها و جميع عمارات ايشان را و همه را مانند ريگ روان نمود كه باد آن را به هوا ميبرد ، چنان كه قرآن به آن ناطقست و ميفرمايد * ( ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْه إِلَّا جَعَلَتْه كَالرَّمِيمِ ) * ، آن تندباد عقيم بر چيزى نميگذشت مگر آنكه او را مانند استخوان پوسيده نرم ميگردانيد ) . و سبب آنكه ريگ در بلاد و شهرهائى كه قوم عاد بوده‌اند بسيار است آنست كه : چون هفت شب و هشت روز پى در پى آن تند باد عقيم بر ايشان وزيد ، و مردان و زنان آنها را از زمين بلند ميكرد و به زمين ميكوبيد و چنان شدند كه گوئى ساقه درخت خرماى خشكى بوده‌اند و به خاك افتاده‌اند . چنان كه خداى سبحان ميفرمايد : * ( تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ) * آن باد عقيم مردم قوم عاد را از جاى برميكند چنان كه ساق درخت خرما را از ريشه ميكنند ، و كوههاى ( سرزمين ) ايشان را از بيخ مىكند و ريز ريز ميكرد و به اين سبب در جايگاه آنان ريگست و كوه نميباشد .