الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
108
علل الشرايع ( فارسي )
پس هر كسى عملش صحيح باشد و دينش سالم ( از انحراف و بدعتها ) باشد بلايش از ديگران بيشتر و سختتر است ، زيرا خداى عز و جل قرار نداده دنيا را أجر و ثواب در مقابل اعمال مؤمن و عقوبت براى گناهان كافر . و هر كس اندك باشد عملش و سست باشد دينش بلايش ( از مؤمنان ) كمتر خواهد بود ، و سرعت بلا بسوى مؤمن بيشتر است از سرعت باران بسوى زمين . 2 - حديث كردند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : اگر مؤمن در كوه باشد ( و در آنجا زندگي نمايد ) خداى متعال كسى را ميفرستد كه او را أذيت كند تا ( بسبب صبر نمودنش بر اذيت ) او را اجر عنايت فرمايد . 3 - حديث كردند ما را . . . از حضرت امام حسين عليه السّلام كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ميفرمود : پيوسته من و پيغمبران و مؤمنانى كه پيش از من بودهاند مبتلا بودهايم بيك نفرى كه ما را اذيت نمايد ، و اگر مؤمن بالاى كوهى باشد خداى تعالى كسى را ميفرستد كه او را اذيت برساند تا او را اجر و مقام دهد . و حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام ميفرمود هميشه من مظلوم بودهام از روزى كه متولد شدهام تا به حال حتى ( برادرم ) عقيل چشمانش درد ميكرد و ميخواستند دوائى در چشمش بريزند ميگفت دوا در چشم من نريزيد مگر آنكه چشمان على را قبلا دوا بريزيد ، و آنقدر اصرار ميكرد كه ناچار ميشدند در چشم من دوا بريزند با اينكه چشمان من هيچ درد نميكرد « 1 »
--> « 1 » عقيل برادر حضرت امير المؤمنين و بيست سال از آن حضرت بزرگتر بوده و عالم بانساب عرب و از نيك و بد حسب و نسب ايشان كاملا آگاه بوده و بدين جهت تا حدى او را دوست نميداشتند و در حسن و حاضر جوابى معروف بوده ، و در سنه پنجاه هجرى در سن 93 يا 96 رحلت كرد ، و دو فرزندش با سه نفر از فرزندان فرزندانش در كربلا در ركاب حضرت امام حسين عليه السّلام شهيد شدند . و روايت فوق سبب قدح عقيل نميشود بلكه بيايد در باب 114 روايتى در مدح او و بلاها و گرفتاريهائى كه ما بندگان گرفتار آن ميشويم از سه قسم خارج نيست : يا براى ازدياد اجر و مقام و رتبه است در پيشگاه خداوند چنان كه روايت دوم و سوم بصراحت مشعر بر آنست ، و يا براى امتحانست ، كه حجت باشد بر خود ما ، و يا بواسطه ارتكاب گناهانست كه براى بيدارى و هوشيارى و بخويشتن آمدن ما از باب لطف خداى منان بر ما منت ميگذارد و ما را مبتلا ميسازد