الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

109

علل الشرايع ( فارسي )

باب چهل و يكم علت آنكه حضرت يعقوب مبتلا بفراق حضرت يوسف شد 1 - حديث كردند ما را . . . از ابو حمزه ثمالى كه گفت يك روز جمعه نماز صبح را با حضرت امام زين العابدين عليه السّلام در مسجد مدينه ادا نمودم و چون آن حضرت از نماز و تعقيبات فارغ شدند ، بسوى منزل خود حركت فرمودند و من در همراهى آن حضرت بودم ، چون به خانه رسيديم آن حضرت كنيز خود را كه سكينه نام داشت طلبيد و به او فرمود : هر سائلى آمد بدر خانه او را محروم نكنيد و غذايش دهيد زيرا امروز جمعه است من عرضكردم : چنين نيست كه هر كسى سؤال كند مستحق باشد ، فرمود ( چنين است و ليكن ) اى ابو حمزه ميترسم كه بعضى از آنها كه سؤال مينمايند مستحق ( حقيقى باشند و ايشان را چيزى ندهيم و بما اهل بيت نازل شود آنچه كه به حضرت يعقوب و خاندانش نازل گرديد . البته طعام بدهيد زيرا حضرت يعقوب هر روز گوسفندى ذبح ميكرد ( چون عائله او زياد بود ) و قسمتى از آن را صدقه ميداد به فقرا و قسمتى از آن را خود و اهل و عيال او صرف مينمودند ، تا شب جمعه اى موقع افطار سائل مؤمن روزه دار مسافر غريب مستحقى كه در پيشگاه خداى تعالى با قرب و منزلت بود بر در خانهء آن حضرت آمد و گفت طعام دهيد سائل غريب مسافر گرسنه را از زيادى غذاى خود ، و چندين مرتبه