الشيخ اسماعيل حقي البروسوي
421
تفسير روح البيان
درمان سازم ملك كفت من در كار اين شهر واين خانهء كعبه چنين انديشه كردهام دانشمند كفت زينهار اى ملك اين انديشه مكن وأزين نيت باز كرد كه اين خانه را خداوندى است قادر كه آنرا بحفظ خويش ميدارد وهر كه قصد اين خانه كند دمار از وى برآرد تبع از ان انديشه توبه كرد وتعظيم خانه وأهل كعبه ايمان آورد ودر دين إبراهيم عليه السلام شد بس كعبه را جامه پوشانيد وقوم خود را فرمود تا آنرا بزرك دارند وبا أهل وى نيكويى كنند پس از مكة بزمين يثرب شد آنجا كه مدينهء مصطفاست صلى اللّه عليه وسلم ودر ان وقت شهر وبنا نبود چشمهء آب بود تبع لشكر بسر آن چشمه فرو آورد ودانشمندانكه با وى بودند قريب دو هزار مرد عالم در كتاب خوانده بودند كه آن زمين يثرب مهاجر رسول آخر الزمانست ومهبط وحي قرآن چهار صد مرد از ايشانكه عالمتر وفاضلتر بودند با يكديكر بيعت كردند كه از ان بقعه مفارقت نكند وبر اميد ديدار رسول آنجا مقام كنند اگر أو را خود دريابند والا فرزندان ونسل ايشان ناچار أو را دريابند وبركات ديدار أو بأعقاب وأرواح ايشان برسد اين قصه با تبع كفتند وتبع را همين رغبت افتاده يكسال آنجا مقام كرد وبفرمود تا چهار صد قصر بنا كردند آن جايگه هر عالمي را قصرى وهر يكى را كنيزكى بخريد وآزاد كرد وبزنى بوى داد با جهاز تمام وايشانرا وصيت كرد كه شما اينجا باشيد تا پيغمبر آخر زمان را دريابيد وخود نامهء نبشت ومهر زرين بر ان نهاد وعالمي را سپرد وكفت اگر محمد را دريابى اين نامه بدو رسان واگر نيابى بفرزندان وصيت كن تا بدو رسانند ومضمون آن نامه اين بود كه اى پيغمبر آخر الزمان اى كزيدهء خداوند جهان اى بروز شمار شفيع بندگان من كه تبعم بنو ايمان آوردم بآن خداوند كه تو بنده وپيغمبر اويى كواه باش كه بر ملت توأم وبر ملت پدر تو إبراهيم خليل عليه السلام اگر ترا بينم واگر نه بينم تا مرا فراموش نكنى وروز قيامت مرا شفيع باشى آنكه نامه را مهر بر نهاد وبران مهر نوشته بود للّه الأمر من قبل ومن بعد ويومئذ يفرح المؤمنون بنصر اللّه وعنوان نامه نوشته إلى محمد بن عبد اللّه خاتم النبيين ورسول رب العالمين صلى اللّه عليه وسلم من تبع أمانة اللّه في يد من وقع إلى أن يوصل إلى صاحبه كفتهاند مردمان مدينه ايشان كه أنصار رسول خدااند از نژاد آن چهار صد مرد عالم بودند وأبو أيوب الأنصاري كه رسول خدا بخانهء أو فرود آمد از فرزندان آن عالم بود كه تبع را نصيحت كرده بود تا از ان علت شفا يافت وخانهء أبو أيوب الأنصاري كه رسول خدا آنجا فرو آمد از جملهء بناها بود كه تبع كرده بود چون رسول خدا هجرت كرد بمدينه نامهء تبع بوى رسانيدند رسول خدا نامه بعلى داد تا بر خواند رسول سخنان تبع بشنيد وأو را دعا كرد وآنكس كه نامه رسانيد نام أو أبو ليلى بود أو را بنواخت وإكرامي كرد وبروايتى تبع مردمى آتش پرست بود بر مذهب مجوس از نواحي مشرق درآمد با لشكر عظيم ومدينهء مصطفى عليه السلام بگذشت وپسرى از ان خويش آنجا رها كرد أهل مدينه آن پسر را بفريب وحيله بكشتند تبع بازگشت بر عزم آنكه مدينه خراب كند وأهل آنرا استئصال كند جماعتى كه أنصار رسول اللّه از نژاد ايشانند همه مجتمع شد وبفتال وى بيرون آمدند بروز