غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
مقدمه 62
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
جهالتهايى بود كه روح اين حكيم فرزانه را مىآزرد وصدر المتألهين نيز خود اين بىمهرىها را تجربه كرده بود . صاحب حبيب السير دربارهء أو مىگويد : أو حالا [ قبل از حوادث سال 930 ] به وفور علم ودانش در أطراف واكناف عالم به غايت مشهور است ومهارتش در فنون حكمي ورياضى ضرب المثل علماى نزديك ودور ، ودر مدرسهء پدر بزرگوار خويش به أفادت مشغول است . « 1 » اين ظلم تنها به گمنام ساختن أو واندراس آثارش ختم نشد بلكه ظلم بزرگتر را برخى تاريخنگاران بر اين حكيم فقيد روا داشتند . يك جا أو وپدرش را مشكوك الاعتقاد به مراسم مذهب جعفري معرفى كردهاند ، « 2 » وجاى ديگر با كمال وقاحت ، به لوث كردن جريان انزواى سياسي أو مىپردازند . صاحب خلاصة التواريخ در گزارش أواخر عمر غياث الدّين با لحنى آميخته با تمسخر واستهزاء از وسواس وترس اين حكيم از بيمارى سفليس سخن مىگويد واين وسواس را عامل انزواى أو معرفى مىكند . مير از مرض آتشك به غايت محترز بوده چنانچه از جميع مردم محترز ومتنفّر مىشد ودست به دست هيچ فردى از افراد انساني نمىرسانيد به ملاحظهء آنكه مبادا آتشك داشته باشد . ودر وصف أو چنين سرودهاند : آن مير كه پوشيده ز وسواس لباس * وز آتشكش مدام بيم است وهراس وسواس نداشت دست از دامن أو * هرچند كه أو بشست دست از وسواس « 3 » شاگردان غياث الدّين منصور پيش از اين بيان شد كه غياث الدّين منصور پس از آنكه در سن 72 سالگى از مقام صدارت استعفا نمود ، به شيراز بازگشت وتا پايان عمر به تأليف ، تدريس وتربيت شاگرد در مدرسهء منصوريه پرداخت . ليكن اختلاف وى با دستگاه حكومت سبب انزواى روزافزون وى ، جلاى وطن وهجرت دانشمندان خاندان دشتكى ومورد اتهام قرار گرفتن شاگردان وى گشت .
--> ( 1 ) . حبيب السير ، خواند مير ، 4 / 602 . ( 2 ) . روضات الجنات ، ج 7 ، ص 177 . استفاد من بعض التواريخ المعتبرة أنّ صاحب العنوان ( غياث الدين منصور دشتكى ) كان من جملة وزراء السلطان حسين ميرزا بايقرا التيمورى ومن بعضها الآخر انه مشكوك الاعتقاد على مراسم المذهب الجعفري مثل والده الأمير صدر الكبير . . . ( 3 ) . خلاصة التواريخ ، احمد قمى ، 297 .