غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 55

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

صدر الشريعة خواندند . بدين‌ترتيب كه صدر برگزيده سياسي شاه بود وشاهان صفوى از اين مقام براي نظارت بر طبقات روحاني استفاده مىكردند . ازآنجاكه از ديدگاه دولت صفوى باور به مذهب رسمي ، معادل بود با وفادارى به دولت ، ريشه‌كنى عقايد مخالف نيز ضروري به نظر مىرسيد واين امر نيز قسمتى از وظايف صدر بود . « 1 » به‌هرحال صدر در دستگاه صفوى از قدرت زيادى برخوردار بوده وبه عنوان قاضى القضاة مملكت رياست همه أمور ، نهادها وسازمانهاى مذهبي ، اطلاع بر تعمير بقاع وخيرات ، توجه به زراعت ورسيدگى به موقوفات از جمله وظايف دارندهء اين منصب به شمار مىرفت واز جانب أو در شهرها نماينده‌هايى با عنوان شيخ‌الاسلام براي حلّ وفصل أمور شرعي ومراقبت در حسن اجراى احكام شرعي گماشته مىشد . « 2 » اوّلين برگزيدهء سياسي شاه إسماعيل كه مقام صدارت به أو اعطا شد ، مير جلال الدّين استرآبادي بود . ميان أو كه با نوشتن شرحي بر تهذيب الأصول علّامه حلّى شهرتى كسب كرده بود وغياث الدّين منصور كه حكيمى عميق بود ، بحثهايى درگرفت . شاه إسماعيل ، به تشويق وزيرش ميرزا شاه‌حسين كه مردى دانش‌دوست بود ، كوشيد تا غياث الدّين را در صدارت با جلال الدّين شريك گرداند لكن بر اين امر موفق نشد . « 3 » پس از فوت شاه در سال 930 ه ، فرزند ده‌ساله‌اش بهادرخان ، شاه‌طهماسب بر كرسي سلطنت نشست ومجددا غياث الدّين منصور به منظور مشاركت در مقام صدارت به دربار تبريز دعوت شد . وى ابتدأ دعوت را پذيرفت ، ولى پس از آنكه از نزديك با مير جلال الدّين استرآبادي برخورد كرد ، نتوانست ديدگاههاى وى را تحمل كند وبه شيراز بازگشت . يكى از شعراى مدعو دربار صفوى موسوم به خليل منجم در آن هنگام ، خطاب به غياث الدّين منصور چنين سروده است . اى مير به ألقاب مقيّد رفتى * ننوشته تو را خليفه أبجد رفتى تعظيم تو آخر نه چو أول كردند * افسوس كه نيك آمدى وبد رفتى « 4 » امّا ازآنجاكه دولت صفوى در پى اجراى سياست خود وكسب وجههء مذهبي ، خود را ناگزير به دعوت علما به دربار مىديد ، دار العلم شيراز ودر رأس حوزهء علميه آن ،

--> ( 1 ) . إيران عصر صفوى ، راجر سيورى ، 27 . ( 2 ) . تاريخ أدبيات در إيران ، ذبيح اللّه صفا ، 5 / 172 . ( 3 ) . روضات الجنات ، 2 / 212 . ( 4 ) . تاريخ أدبيات إيران ، ذبيح اللّه صفا ، 5 / 34 . وخلاصة التواريخ ، احمد قمى ، 297 .