غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
مقدمه 56
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
غياث الدّين منصور بسيار مورد توجه شاه بود ووى در اين زمان پس از پدرش سيّد سند وجلال الدّين دوانى كه هر دو از دنيا رفته بودند ، أستاذ مطلق اين حوزه محسوب مىشد ، لذا شاه در دعوت أو به دربار اصرار فراوان داشت . سرانجام در سال 936 ه مجددا از سوى شاهطهماسب كه تقريبا شانزدهساله شده بود به دربار دعوت شد تا اين بار مستقلا مقام صدارت را عهدهدار باشد . غياث الدّين منصور نيز اين سمت را پذيرفت وتا سال 938 ه به مدّت 2 سال متصدى اين مقام بود . « 1 » پس از گذشت چند سال ، اين تجربهء موفق دولت ونيز مسائل ومقاصد سياسي ديگر سبب شد كه علماى شيعهء عربزبان در مناطق شيعهنشين مانند : لبنان وجبل عامل نيز مورد توجه قرار گيرند . حوزههاى لبنان ونجف سألها مركز تشيع بوده وفرهنگ شيعي در آنجا غناي كاملى يافته بود . به گزارش أحسن التواريخ : در آن أوان از مسائل مذهب حق جعفري وقواعد وقوانين ائمهء اثنى عشرى اطلاعى نداشتند زيراكه از كتب فقه اماميه چيزى در ميان نبود وتنها جلد أول از كتاب قواعد الاسلام ، از جمله تصانيف سلطان العلماء المتبحرين حلّى ، در دست بود كه شريعتپناه ، قاضى نصر اللّه زيتونى داشت وازروى آن تعليم وتعلم مسائل ديني مىنمودند . . . « 2 » به لحاظ اينكه ، دولت صفوى ، تقويت فقه وفقاهت شيعي را يكى از أهداف خود برمىشمرد واين امر با ظاهرسازى وظاهرگرائى شاهان صفوى وقشون قزلباش نيز تطبيق كامل داشت ، فقهاى شيعهء جبل عامل ونجف نيز در شمار مدعوين دربار قرار گرفتند . شاهطهماسب ، با ارسال صله براي مجتهدين بزرگى چون شيخ على كركى ( محقق كركى ) وشيخ إبراهيم قطيفى ايشان را به إيران دعوت كرد ، شيخ إبراهيم بنا بر وظيفهاى كه تشخيص داده بود ، صله را رد كرد وگفت : حاجتي به آن ندارم . اما شيخ على كركى ضمن قبول صله ، در اعتراض به شيخ إبراهيم گفت : خطا كردى زيرا به ترك تأسى امام ، يا حرام مرتكب شدهاى يا مكروه . امام حسن عليه السّلام جوائز معاوية را قبول كرد ، نه تو بالاتر از امام عليه السّلام هستى ونه اين سلطان بدتر از معاوية . « 3 » در هر حال ، در سال 938 ه ، شيخ علي بن عبد العال كركى عاملي از عراق به تبريز
--> ( 1 ) . بزرگان شيراز ، رحمت اللّه مهراز ، 17 . ( 2 ) . أحسن التواريخ ، حسن بيك روملو ، 61 . ( 3 ) . روضات الجنّات ، محمّد باقر موسوى خوانسارى ، 1 / 25 .