غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

121

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

آن صفابخشى وروشنگرىاش ، به‌سان روغنى است كه از درخت زيتون سرازير گردد وآنگاه‌كه از نور الهى آن‌چنان پرتو برگرفته كه نظاره‌گر حقايق أشياء است ، همانند چراغى است نورافشان . ( بنابراين نفس به واسطهء ويژگيهاى خويش گاه مشكاة است ، گاه زجاجه ، زماني زيت وگاه ديگر مصباح ) توجه داشته باشيد كه اين يكى از نكات ظريف وإشارات لطيف آية است . از ديگر ظرائف ، لطافتى است كه در تشبيه نفس به زجاجه نهفته است ، گويى ، نفس چيزى است كه برون خويش را مىنماياند ، به اين معنى كه اين درخشش وصفايى كه به واسطهء خود علوم ، أعم از ضروري يا نظري پديد آمده ، ويا به واسطهء نظم وترتيب آن ، ويا به واسطهء سجاياى پسنديده‌اى كه در مراتب علمي اكتساب نموده ، همانند آبگينه‌اى است كه بر برون خويش روشنى مىافكند . اما چرا در ميان أنواع روغنها ، روغن زيتون را مثل آورده است ؟ ازآن‌جهت است كه علاوة بر قوهء افروختن وروشنايى بخشيدن ، داراى نوعي خاصيت تقويت وسلامت بخشي است كه بدن را قوّت وصحّت بخشد . حاصل تفسير : خداى متعال است روشنگر زمين وآسمان وهرآنچه در آنهاست ، روشنايىبخش نفس انساني است وآن را چراغى ساخته كه با نور خويش همهء آنچه را كه در آسمان وزمين است مىنماياند . واين چراغ ، همچون اخترى درخشان وافروخته در درون آبگينه‌اى قرار گرفته است واز روغنى شعله‌ور مىگردد كه محصول درخت زيتونى است بىنياز از طلوع وغروب خورشيد . اين روغن كناية از شدت آمادگى وسرعت شعله‌ور شدن وافروختن است وازاين‌رو ، به زودى نور مىافشاند . حتى اگر از جانب آن فيّاض نوربخش ، آتشى بدان نرسيده باشد . واما زجاجه از جهت تابش وصفايى كه به واسطهء علوم وغيره در دل دارد ، خود نوري است كه نور چراغ نيز بدان افزوده شده ودر نتيجة « نُورٌ عَلى نُورٍ » مىگردد وسرانجام آن نوري است كه همهء ديدنيها ، بدان هويدا گردند واين همان نور خداى متعال است واين مهم ، تنها با هدايت أو وعنايت بىپايانش حاصل شود . آنچه تذكرش رفت