غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

122

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

مىتواند اين احتمال را نيز قوت بخشد كه آية اشاراتى به كمال‌خواهى وكمال‌يابى در علوم وكردار نيز دارد . توجه ! هدف ازاين همه تطويل در نگارش ، آن است كه فهم خويش را از تفسير اين آية گزارش كنم كه فرمود : « ما انسان را از نطفه آفريديم . » بىترديد مقدّم آوردن اسم به همراه حرف تأكيد « انّ » گزارشگر حصر است ، زيرا وهم مىپندارد كه تصوير مستند به « قوهء مصوّره » است وحال آنكه فطرت سليم اذعان دارد كه قوهء مصوّره را بسيط باشد يا مركب ، توان ايجاد چنين تصويرى شگفت‌آور ، زيبا وبديع نيست . زيرا نهاد وآفرينش گرانبهاى انساني ، به گونه‌اى است كه بر هريك از اجزائش ، منافعى چند مترتب باشد ، همان‌طور كه علماى كالبدشكاف در شرح منافع أعضاء ، توضيح داده‌اند . وفلاسفه نيز بر ( بالغ از ) پنج هزار منفعت اشاره داشته‌اند ومعتقدند حق اين است كه منافع ناشناخته به مراتب بيشتر از شناخته شده است . « جالينوس » پزشك در انتهاى كتاب بزرگى كه در شرح منافع أعضاء ، بعد از تشريح آنها ، تأليف كرده ، مىنويسد : « من بعد از آنكه اين منافع را شناختم ، متوجه شدم كه خلقت انسان واعضايش اتفاقي نبوده است ، بلكه تنها فعل حكيمى است دانا وتوانا » . « غزالى » نيز افعال قوهء مصوره وبلكه افعال همهء قوا را به ملائكة منسوب داشته است . از اين آية وآيات ديگر ردّ اين انديشه‌ها را درمىيابيم . هركس در تأكيد وحصرى كه در آية آمده ، انديشه كند ، دريابد كه انسان در علم وعرفان ، بسيار فراتر از ملك است ومتوجه مىشود كه اين‌همه ، تنها فعل كردگار ونقاش كل هستى است وآفريدگارى قادر وحكيم مقدّر آن است . بدين لحاظ من معتقدم نه تنها اتقان فعل ، بيانگر از علم فاعل است ، همچنان كه متكلمين نيز بدان اذعان داشته وآن را دليل علم الهى آورده‌اند ، بلكه يك فرهيختهء خردمند مىتواند از طريق اتقان شئ مصنوع ، به فزونى دانش ، توانمندى وكارآيى علم صانع وبلكه صفات بسيار ديگر نيز پى برد . متكلمين در نحوهء استدلال به اتقان عالم در اثبات علم الهى ، با اين شبهه روبه‌رو بودند كه به چه دليل جهان ، فعل ممكن الوجودي عالم نباشد ؟ به عبارت ديگر اتقان عالم