غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
120
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
گرچه متفاوت از يكديگرند ليكن به امر واحدى بازمىگردند . ليكن من معتقدم كه انديشه وحدس وقوهء قدسية در غالب اشخاص جلوههايى متفاوت دارد . بهتر اين است كه درخت زيتون را عبارت از جواهر مجرد دانست كه پرتوهاى علوم را بر صفحات جان مىتابانند وروغن با همهء افروختگى وپرتوآفرينى كه دارد از آن جواهر به دست مىآيد . وآتش كه در واقع واسطهء روشنايى است ، به مثابهء عقل است . اين روغن به وساطت آتش ( عقل ) شعلهور شده وهمچون چراغى افروخته ، نورآفرين است . در اين آيت حق كه فرمود : « ( روغنش روشنى بخشد ) هرچند آتش بدان نرسيده باشد » ، تأمل روا دار . « نوري افزون بر نور ديگر . خدا هركس را كه بخواهد بدان نور راه مىنمايد » . ونيز با فرض اينكه مشكاة ، زجاجه ومصباح را به مثابهء مراتب سهگانهء عقل بشماريم ، درخت زيتون كنايتى باشد براي افاضهگر كمالات وعلوم ، وروغن ، كناية از افاضهء علومى باشد كه زمينهساز علومى ديگرند . همچون ضروريات كه مقدمهساز علوم نظرىاند . اين علوم أولية به دليل آمادگى فراوانى كه براي پرتوافشانى وروشنايى دارند ، به مثابهء روغنى هستند كه با تماس آتشى اندك ، به سرعت شعلهور شده وخود ، همچون آتش ، هم افروخته است وهم افروزنده . بدينسان ، عقل بالملكة كه به منزلهء زجاجه است ، از اين درخت زيتون افروخته شود واز روشنايى ضروريات كه به مثابه روغن است ، روشنى مىگيرد وبه دليل آمادگى فراوانى كه براي روشنى واشتعال دارد به گونهاى است كه يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ . وگرچه از خداوند فيض جديدى بدان نرسيده باشد . علوم ضروري وهم علوم نظري نورند وچون نور دوم بر نور أول افزوده شود « نُورٌ عَلى نُورٍ » مىگردد ، وبه حق كه همهء آن ، از نور خداى متعال است . « وأو هركس را بخواهد به نور خويش ره مىنمايد » . واينهمه به نوعي تكميل اعتقاد ابن سيناست كه اگرچه تأويلى زيباست ، ليكن كمتوجهى وى به نحوهء اتمام ، ديگران را به پراكندهگويى واداشته است . به اعتقاد من : وجه أكمل اين است كه « مشكاة » كناية از نفس باشد و « زُجاجَةٍ » ، آن درخشش وصفايى است كه نفس به واسطهء علوم يا هر چيز ديگر برگرفته است واز جهت