غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

119

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

ونيز مىتوان چنين استنباط كرد كه اين قوا را عاملي است كه در آن تصرّف نمايد وآن نفس ناطقه ، موسوم به روح الهى است . اين نفس علاوة بر آنچه ذكر شد ، دو قوه نيز در ذات خود دارد . ( عمليه ونظريه ) . قواى نظري : آن‌چنان‌كه مشهور است چهار گونه مىباشند : 1 . عقل هيولايى : حالت استعداد محض است وبه چراغدان شبيه است . 2 . عقل بالملكة : زماني است كه نفس ( با دريافت معقولات نخستين آماده است كه ) معقولات دوم را تحصيل نمايد . 3 . عقل بالفعل : استعداد حاضر كردن معقولات دوّم ( نظريات ) پس از حصول آن است . وشبيه به چراغ است . 4 . عقل مستفاد : زماني است كه نفس به مشاهدهء نظريات مىپردازند ( ومىداند كه بالفعل آنها را دريافته است ) وآن شبيه نور است وكمال نهايى تنها پس از استكمال آن ، خواهد آمد . اين عقل ، فرمانده كل است وقواى پيشين سپاهيان اويند . تبصره : شيخ الرئيس ( أبو على سينا ) آيهء نور « 1 » را براساس فهم خويش تفسير نموده است . اين تفسير از جهتي زيباست واز جهتي ناتمام . وى عقل هيولايى را كه اولين مرتبه از مراتب نفس در قوهء نظري است به مشكاة ( چراغدان ) تشبيه نموده ، گويى همچون تاريك‌خانه‌اى است كه مىتواند جايگاه پرتوآفرينى افروخته باشد . وعقل بالملكة را كه دومين مرتبه ومحل ضروريات است به زجاجه ( آبگينه ) . وسومين مرتبه يعنى عقل بالفعل را كه جايگاه أنوار علمي است به مصباح ( چراغى نورافكن ) تشبيه نموده است وچون نفس نور است وعلم نوري ديگر ، لذا علم در درون نفس « نُورٌ عَلى نُورٍ » گردد . آنگاه « شجرة زيتونة » را عبارت از انديشه و « زيت » را همان حدس قلمداد نموده است . صاحب محاكمات در توجيه اين سخن مىگويد : « شجرة زيتونة » يك شئ واحد است ولى تحول ودگرگونيها دارد . ابتدأ يك درخت است ويك انديشه ، حاصل آن درخت روغن است وانديشه زايندهء حدس وسرانجام قوه‌اى آسمانى است . اين‌همه

--> ( 1 ) . ( نور : 35 ) اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ ، مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ . . . .