غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

116

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

آميزه‌اى است مركب از چيزى همچون خون حيض كه به نوعي ، غذا محسوب مىشود . كالبدشكافان بر اين باورند كه آن نطفه كه مقرّر است كودكى متعادل گردد ، چون به قرارگاه خويش رسد ، به آب زن وخون حيض درآميزد وهمچون شير بسته ( شير بريده ) گردد كه در اين هنگام « علقه » اش نامند . زماني كه امتزاج ميان آن دو بيشتر شده وقوت گيرد ، آماده است كه اعضاى بدن در آن تقسيم شود واينك « مضغه » نام دارد . وچون تقسيم أعضاء صورت گرفت ، در شكاف‌هاى ميان آنها وجاهاى مناسب ، اجزائى گوشتى شكل مىگيرد ، پس از آن حيات مىيابد واينجاست كه « جنين » نام مىگيرد . قرآن كريم مىفرمايد : « آنگاه نطفه را خون بسته ساختيم واز خون بسته ، گوشت نرم آفريديم وآنگاه از گوشت نرم ، استخوانها ساختيم وپس از آن استخوانها را به گوشت پوشانديم وسرانجام خلقتى ديگر آغاز كرديم . آفرين بر خداوند كه بهترين آفرينندگان است » . اين آية به همين مطلب اشاره دارد . به زيبائى ولطافت ساختهء سازنده باحكمت ، نيك بنگر ، كه چگونه كودك را از نطفه آفريد وهمچون زارعى كه كشته‌اش را آبيارى مىكند ، آن را با خون حيض درآميخت ؟ وچگونه نطفه‌اى سفيد را ، علقه‌اى سرخ ساخت ! وچگونه آن را به اجزائى همچون استخوان ، عصب ، رگ ، عضله وگوشت تقسيم نمود ! واز تركيب آنها اين أعضاء ظاهري را پديد آورد . سر را مدوّر ساخت ودر دو سويش ، شكاف گوش را نهاد ودر جلو آن ، چشم ، بيني ودهان را ومنافذى ديگر در جايهاى متفاوت باز كرد . دست وپا را كشيده وبلند ساخت ودر ابتداى هريك ، انگشتان را تك‌به‌تك ساخت ! خوب دقت كن كه چگونه اعضاى درونى همچون قلب ، معده ، جگر ، طحال ، ريه ومثانه را شكل بخشيد ! استخوانها را ببين كه به اين محكمى وسختى از نطفه‌اى ضعيف آفريد وآنها را ستون بدن وپايهء استوارى آن ساخت ودر اشكال واندازه‌هاى مختلف : كوچك ، بزرگ ، كوتاه ، گرد ، توخالى ، توپر ، پهن وباريك متشكل ساخت ونظر به آنكه انسان گاه محتاج به حركت تمام بدن وزماني محتاج به حركت بخشي از آن ووقتي نيازمند حركت يكى از اعضاى آن است ، تمام تن را تك‌استخوان خلق نكرد . آنگاه ميانهء اين استخوانها ، مفصلها