غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

117

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

را نهاد وآنها را با آوندهايى كه از يك سوى استخوان رويانده وبه سمت ديگر جوش خورده به يكديگر متصل ساخت . سپس در يك سوى استخوان ، زائده‌اى بيرونى ودر سوى ديگرش ، فرورفتگىهايى همشكل آن آفريد تا برآمدگىها را در خود جاى دهد . وبنگر چگونه سر را با وجود شكل كروىاش ، متشكل از 55 استخوان آفريد ، كه اشكالى مختلف دارند وبا يكديگر چنان پيوند خورده‌اند كه اين كره ، گرد بماند . كاسهء سر را تركيبي از شش استخوان آفريد ، فك بالا را مركب از 14 استخوان ودر فك پايين 12 استخوان وبقيه را در دندانها جاى داد . گردن را نيز همچون سر ، مركّب ساخت ، تركيبي از 7 مهره كه بر يكديگر منطبق شوند . كمر ( پشت ) را متشكل از 24 مهره واستخوان لگن را شامل سه بخش مختلف ساخت . آنگاه استخوانهاى كمر را به استخوانهاى سينه واستخوانهاى كتف وديگر جاها متصل كرد ، تا آنجا كه مجموع استخوانهاى بدن انسان 248 قطعه باشد ، البتة به‌جز استخوانهايى كه به « سمسمانى » شهرت دارند وفضاى خالى ميان مفاصل را پر كرده‌اند . ونيز دقت كن كه چگونه خداى تعالى ، عضلات را به عنوان ابزار حركت استخوانها خلق نمود . در بدن 520 عضله قرار داد ، هريك را در اندازه‌اى معين وجايگاهى ويژه ، به گونه‌اى كه كمتر تغييرى در آن ، مصالح كل بدن را به خطر مىافكند . وهمچنان است : اعصاب ، رگها ، شريانها وپىها . توجه كن كه چگونه كمر را ستون وپايهء بدن ، وشكم را حاوي دستگاه گوارش ، وسر را محل اجتماع حواسّ ( مركز فرماندهى ) قرار داد . چشم را گشوده ولايه‌لايه‌اش ساخت ، ساختارش را زيبا ودلكش ورنگش را مرغوب ودلربا ساخت وبه طرزى محبوب آفريد تا آنجا كه در حجمى تنها به وسعت يك عدس ، تصوير آسمانها ، با همهء فراخىاش ، منعكس گردد وپلكها را مدافع آن ساخت تا چشم را بپوشانند وحفاظتش كنند . در دو گوش نيز ، آبى تلخ نهاد تا حشرات را از آن دور سازد وبا دو صدف احاطه‌اش نمود تا صدا را جمع كرده به پردهء صماخ برساند وجنبش حشرات ريز را حس كند . پيچ‌وخمهايى درونش نهاد تا مسير طولانى باشد وحشرات به سرعت به پردهء گوش نرسند . ونيز بيني را در ميانهء صورت نهاد ودر قسمت انتهائيش ، بويايى را به وديعه گذاشت