غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
107
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
موجودات به علم الهى مىداند . وحال آنكه مفسرين ديگرى همچون فخر رازي ، بيضاوى ، زمخشري وغيره آن را عبارت از اتصال أعضاء آدمي به يكديگر وارتباط محكم ووثيق ميان مفاصل ، توسط رشتههاى عصب پنداشتهاند . التفسير الكبير ، 30 / 261 ، أنوار التنزيل ، 2 / 528 ، الكشّاف ، 4 / 675 اما نكتهء دقيقى كه مفسّر بدان اشاره مىكند نكتهاى است در علم منطق ومتدلوژى . وآن اين است كه لازمهء صادق بودن قضيهء q - P صادق بودن هر دو جزء شرط ، فعل شرط وجزاى شرط ، نمىباشد . به عبارت ديگر اثبات صدق وابستگى تام نظام موجودات به علم وارادهء الهى ، مستلزم تحقق قطعي تبديل خلائق نيست . ويا به عبارت ديگر اگر تبديل خلائق صورت نگيرد به واسطهء اين است كه مشيت الهى بر اين امر تعلق نگرفته است . نه جزاى شرط تحقق يافته نه فعل شرط ، همچنان كه در آيهء لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا أنبياء : 22 نيز چنين است . " زمخشري " مىگويد : حق اين بود كه شرط با « ان » آغاز شود نه با « إذا » همان طور كه در آيات ديگر مىفرمايد : إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ نساء : 133 ويا إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ محمّد : 38 . فخر رازي به اين بيان اعتراض كرده مىگويد : اين كلام كشّاف ، طعن به لفظ قرآن است ، زيرا گرچه ان وإذا هر دو حرف شرطند : امّا حرف ان در مورد شرطي كه وقوع آن معلوم وقطعي است بهكارنمىرود ، لذا نمىگوئيم : ان طلعت الشمس أكرمتك . اما حرف « إذا » زماني بهكارمىرود كه وقوع فعل شرط معلوم ومحقق باشد . وازاينرو گفته مىرود : آتيك إذا طلعت الشمس . ودر اينجا خداى متعال عالم است به اينكه بزودى زماني فرامىرسد كه اين كافران را به موجوداتى ديگر تبديل كند كه در خلقت مشابه ايشانند ولى در طاعت خلاف ايشان ، لذا كاربرد إذا نيكوتر است . * * * ( 51 ) سختترين اشكالى كه در موضوع ارادهء انسان ومشيّت مطلقهء الهى مطرح است ، اين است كه منشأ ارادهاى كه در انسان است چيست ؟ آيا أسباب وعلتهاى خارجي دارد ؟ يا موقوف به خود بنده است ؟ در صورت اوّل ، آن أسباب وعلل ، بالآخرة با ارادهء قديم