غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 19

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

سيد قطب نيز سوره رعد والرحمن را مكي مىشمارد ومىنويسد : اين سوره ( الرحمن ) با سياقى خاص ، اعلانى عمومى است در ميدان وسيع هستى ونشان‌دهندهء آلاء پرشكوه وروشن الهى در تمام جهات وجود . . . « 1 » ونيز مىنويسد : واما موضوع سورهء رعد نيز مانند ديگر سور مكي ، اعتقاد واحكام آن است شامل : الوهيت ، توحيد ربوبيت ، توحيد دين نزد خدا و . . . لذا برخلاف آنچه در مصحف أميري ويا بعضي مصاحف ديگر آمده است ، مكي بودن اين سوره ازلحاظ طبيعت موضوع آن يا روش بيان آن ويا ساختار عامش واضح‌تر وقابل‌قبول‌تر است . « 2 » نويسندهء معاصر ، عزت دروزه نيز معتقد است سوره الرحمن كه در ساختار نظم‌گونه‌اش بىنظير است همانند سوره‌هايى همچون أعلى ، شمس ، ليل ، قارعه ومرسلات در نخستين سألها نازل شده ومتعرض دعوت عمومى است . لذا مىتوان گفت مكي بودن اين سوره بروزى فزون‌تر دارد « 3 » . همهء مفسرينى كه بر مكي بودن سورهء انسان تأكيد دارند ، به دو دليل عمده استناد جسته‌اند : 1 - سياق آيات وساختار عبارات عمده‌ترين استدلال در اين ديدگاه آن است كه سياق آيات وعبارات در اين سوره به وضوح حاكى از نزول آن در مكة ودر أوائل بعثت است . چنانكه خداى متعال در طي آيات اين سوره أنواع نعمتهاى حسى را به گونه‌اى مفصل به تصوير مىكشد . وهم عذاب عظيم الهى را يادآور مىگردد . علاوة بر آن رسول خويش را فرمان مىدهد كه در برابر حكم پروردگار صابر باشد واز تبعيّت وأطاعت آنان كه دامن خويش را به گناه آلوده ساخته‌اند وبر نعمتهاى الهى ديدگان معرفت را فرو بسته‌اند ، بپرهيزد . واين از خصائص سور مكي است كه خداوند در ضمن آنها ، رسولش را از مداهنه با مشركين بازمىدارد . همان طور كه اين امر در سوره‌هاى قلم ، مدّثر ومزّمل بروزى آشكار دارد . مكّى بودن سورهء دهر در آيات هفتگانهء انتهائى آن ، نمودى روشن‌تر مىيابد . آنجا كه

--> ( 1 ) . في ظلال القرآن ، 7 / 67 . ( 2 ) . همان ، 5 / 63 . ( 3 ) . التفسير الحديث ، 6 / 89 .