غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
مقدمه 20
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
سخن از نزول قرآن دارد وپيامبرش را بر صبر ، ذكر حق ونماز در شامگاهان وصبحگاهان وتسبيح أو در نيمههاى شب تشويق مىكند وأو را دلدارى مىدهد كه اگر اين مشركين ، راه عناد در پيش گرفتهاند ، به آن دليل است كه چشمهاى ناتوانشان تنها قادر به ديدن دنياي پيش روست واز هنگامهء سخت ودشوار مرگ وسنگينى روز واپسين غافلند . « 1 » 2 - ضعف رواياتى كه بر نزول اين سوره پس از ماجراى اطعام دلالت دارد . ابن الجوزي به نقل از أبو عبد اللّه سمرقندى از محمد بن كثير كوفي ، از اصبغ بن نباته آورده است : مرض الحسن والحسين ، فعادهما رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وأبو بكر وعمر . فقال عمر لعلّى ( ر ض ) : يا أبا الحسن انذر ان عافا اللّه ولديك أن تحدث له شكرا . فقال علىّ وان عافا اللّه ولدى صمت لله ثلاثة ايّام شكرا له . . . ( الخ ) . آنگاه تمام قصه را نقل مىكند وبه موضوعاتى همچون : استقراض علي عليه السّلام از همسايهء يهودي مسلكش موسوم به جابر بن شمر ونيز به برخى اشعار منسوب به علي عليه السّلام وفاطمه عليها السّلام اشاره كرده ودر پايان مىنويسد : شكى نيست كه اين حديث موضوع است وافعال واشعارى را به ايشان نسبت داده است كه ساحت اين بزرگواران از آن پيراسته است . ( يتنزّه عنها أولئك السادة ) . علاوة بر آن يحيى بن معين ، اصبغ بن نباته را معتبر نشناخته است ونيز أحمد بن حنبل مىگويد : ما أحاديث محمد بن كثير را سوزانديم وأبو عبد اللّه سمرقندى نيز قابل اعتماد نيست . « 2 » قرطبى نيز در تفسير خود اين آيات را عام دانسته ومىنويسد : صحيح اين است كه اين آيات دربارهء همهء ابرار ونيكوكاران نازل شده است . امّا ثعلبى ، قشيرى ، نقّاش وديگران حديثي را دربارهء قصّه على وفاطمه وكنيز ايشان نقل مىكنند كه ضعيف وغير قابل اعتناست . آنگاه روايت ابن عباس را بهطور كامل ذكر كرده ودر جرح آن روايت بسيار قلمفرسائى مىكند . وسرانجام به نقل از ترمذى وابن الجوزي ، اين حديث را ساختگى ( مزوّق ومزيّف ) داشته وبه استناد آيهء وَيَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ( بقره : 219 ) ، مرتكب چنان افعالى را مذموم قلمداد نموده است . « 3 »
--> ( 1 ) . في ظلال القرآن ، 8 / 393 - 391 - التفسير الكبير ، 3 / 243 . ( 2 ) . الموضوعات ، 1 / 390 - زاد المسير 8 / 432 . ( 3 ) . الجامع الأحكام القرآن ، 19 / 130 .