غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
98
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
( 40 ) مؤلف ، پيش از اين به چهار امر اشاره كرده بود كه حائز اهميت بودند : أول : چگونه قدحهاى بهشتى هم از جنس نقره وهم از جنس بلور مىباشند . درحالىكه اين دو ، جوهر واصلى متفاوتى دارند ؟ دوم : فاعل تقدير چه كسى است ؟ سوم : علت تأكيد تكرار قوارير چيست . ؟ چهارم ، علت اعادهء مصدر در " قدّروها تقديرا " چه مىباشد ؟ وى پس از تبيين موضوع اوّل ودوّم ، فهم امر سوم را به فهم موضوع اوّل وفهم أمر چهارم را به دريافت موضوع دوّم موكول كرده است . با اين توضيح كه ، تكرار وتأكيد قواريرا ، از آن سبب است كه اين جامها را دو ويژگى است . همچون نقره درخشان وچون بلور ، زلال وشفافند . وآنكه آنها را از شراب بهشتى ، به اندازه پر مىكند از يك سو ساقى شراب است واز سوئى نوشندهء آن . وبدينسان علت اعادهء مصدر در قدّروها تقديرا نيز روشن مىگردد . * * * ( 41 ) مشور : عسل جمعآورىشده از كندو . شار العسل ، يشور : استخرجه من الوقبة . لسان العرب ، 4 / 434 در ديوان كبير أعشى ، روايت بيت از ميمون بن قيس تحت شماره 93 چنين است : كأنّ جنيّا من الزّنجبيل * خالط فاها وأريا مشورا وديگر منابع روايت بيت به شكل كأنّ القرنفل والزّنجبي * لا باتا بفيها وأريا مشورا ضبط شده است . معاني القرآن ، الزجّاج ، 5 / 259 ، التبيان ، 10 / 214 ، الكشّاف ، 4 / 672 * * * ( 42 ) ابن اعرابى مىگويد : واژهء سلسبيل را تنها از زبان قرآن شنيدهام . زجّاج نيز معتقد است : سلسبيل نام چشمهاى است در بهشت كه به دليل صفت آن يعنى نهايت روانى ، به اين نام نامگذارى شده است . لسان العرب ، 11 / 340 و 344 ، معاني القرآن ، الزجّاج ، 5 / 260 ، معالم التنزيل ، البغوي ، 4