مهدي مهريزي

132

ميراث حديث شيعه

پس در اين جا ورأى عقل ، علمي است از مدارك عقول سليمه دور ودقيق واز ألفاظ وعبارات بعيد ؛ چنانچه مولوى فرموده : آن مقامي كه شود مشكوف دل * كي در آيد در عبارت در سجل بحر اندر كوزه گنجد اى لباب ؟ * مى نيفزايد عبارت جز حجاب چون به مطلوبت رسيدى اى مليح * شد طلبكارى علم اكنون قبيح پيش سلطان خوش نشسته در قبول * زشت باشد جستن نامه ورسول پس تجلى نمود سائل را وجود محيط واحد أحد ومضمحل گشت در نزد أو كثرات وعدد ، پس به واسطهء آن حضرت عليه السلام كسب استعداد وقابليت خود به سبب فيض حضور مطلع نور گشت وبي نياز گرديد از برهان وبيان به سبب گردانيدن آن حضرت عليه السلام أو را از أصحاب مشاهده وعيان . همين قدر براي أرباب معرفت وبصيرت كافى است . معاني ديگر براي حديث در ضمير مضمر است ، لكن تشويش خاطر وتفرّق حواسّ وتشتّت بال چون هجوم آورده بود ، به همين چند كلمه اختصار نموده شد . ومرجوّ از ناظرين آن است كه به نظر انصاف نه اعتساف نگرند واز دعا وطلب مغفرت فراموش نكنند . هذا آخر ما أوردنا تسويده ومأمول از حضرت جلالت مآب آن است كه در وقت نظر به اين أوراق ، اين حقير را در محضر خاطر شريف حاضر فرمايد . وكان تأليف هذا الجمع في بلدة لاهيجان - صانها اللّه عن الحدثان - سنهء 1262 در شهر ذي القعدة الحرام . « 1 »

--> ( 1 ) . كاتب در پايان نسخه چنين نوشته است : واين حقير بي بضاعت كثير المعصيت ، أحقر الطلاب على أكبر طبيب ابن محمد كريم ساليانى بعد از آمدن قدوة العلماء وزبدة العرفاء والسالكين استادى وأستاذ الكل في الكل آخوند ملا محمد على خلخالى - مدّ ظله العالي - كه مؤلف اين رساله است از بلدهء لاهيجان به بلدهء رشت ، به سمت تحرير ، در مدرسهء مستوفى ، در آمدم في الواقع اين رساله تحفهء خوب وارمغان وسوغات مرغوبى بود كه براي كمترين آورده بود . شعراز خاقانى : اخوان [ چو ] ز راه آيند آرند ره آوردى * اين قطعه ره آوردى است از بهر دل اخوان در يوم يكشنبه 11 شهر ربيع الثاني سنهء 1263 به اتمام رسانيدم . اللهم اغفر لي ولوالديّ بحق محمد وآله ، والسلام .